موسیقی کلاسیک آرامشبخش ۱ شامل ده قطعه برای آرامش و کاهش استرس
دنیای امروز که در آن زندگی میکنیم پر از مسائل و مشکلاتی است که میتوانند به راحتی آرامشمان را مختل کنند. استرس و و برهم خوردن آرامش تأثیرات منفی غیرقابل انکاری بر روی روان و جسم ما دارند. این بسیار مهم است که همیشه راهی در دسترس، ساده و سریع برای کم کردن یا از بین بردن تنشها و استرس و همچنین بازگرداندن آرامش را برای خودمان داشته باشیم. راههای مختلفی برای رسیدن به آرامش وجود دارند اما کمترین راهی به آسانی گوش کردن به موسیقی خوب و مثبت است.
موسیقی به خصوص موسیقی آرامشبخش دارای مزایای شناختی، احساسی و عصبی بینظیری دارد. کاهش استرس، کاهش احساس درد، بهبود تمرکز، خواب بهتر، بهبود عملکرد مغز، بهبود عملکرد شناختی ذهن و کمک به سلامت قلب تنها بخشی از این مزایا هستند. خب اگر موسیقی برای کسب آرامش و کاهش استرس انتخاب کردهاید ما هم در این راه همراه شما خواهیم بود. در سری مطالب آرامش با موسیقی کلاسیک در هر نوشته ده قطعه برگزیده موسیقی کلاسیک را با شما به اشتراک میگذاریم که کاملاً برای رسیدن به آرامش، کاهش استرس و تنشزدایی مناسب هستند.
آهنگ ژیلا اثر زیبای جواد معروفی از آلبوم خوابهای طلائی
جواد معروفی (۱۲۹۱ – ۱۳۷۲) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده پیانو نامی ایرانی است که در سال ۱۲۹۱ در شهر تهران چشم به جهان گشود. مادرش “عذرا” و پدرش “موسی معروفی” ردیف شناس و تارنواز برجسته پس از مشروطیت و از شاگردان برگزیده درویشخان (غلامحسین درویش) استاد موسیقی سنتی ایران بود. او در سنین کودکی بود که مادرش را از دست داد. پدرش اولین معلم موسیقی او بود. جواد معروفی کارش را با نواختن تار شروع کرد و سپس ویولننوازی را آموخت.
در سن چهارده سالگی به مدرسه موسیقی وزیری رفت و آنجا پیانو را برگزید و نزد تاتیانا خاراطیان مشغول آموختن پیانوی کلاسیک شد. او در آن دوره اتودها و پرلودهای شوپن، سوناتهای بتهوون، موتسارت، شوبرت و فوگهای باخ را به خوبی مینواخت. همزمان با تحصیل موسیقی کلاسیک، موسیقی ایرانی را هم آموخت و تحصیلاتش را نزد علینقی وزیری موسیقیدان برجسته و تأثیرگذار ایرانی تکمیل کرد.
در هجده سالگی با “شمس زمان” ازدواج کرد که حاصل این ازدواج چهار فرزند بود. جواد معروفی با توجه به استعداد سرشارش در سن ۲۱ سالگی و در سال ۱۳۱۲ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدریس سلفژ و تئوری موسیقی در هنرستان پرداخت. از سال ۱۳۱۹ همزمان با تأسیس رادیو در ایران در آنجا هم مشغول شد و برای مدتها در رادیو به نوازندگی پیانو پرداخت. او علیرغم سن کمش هم رهبر ارکستر اصلی و هم نوازنده پیانو رادیو بود. از سال ۱۳۳۲ به سرپرستی بخشی موسیقی رادیو منصوب شد و همزمان به عضویت شورای عالی موسیقی درآمد. جواد معروفی به مدت ۴۰ سال کار آهنگسازی انجام داد و به همراه پدرش از اولین کسانی بود که برای پیانو در دامنهی موسیقی ایرانی آهنگ نوشت.
استاد جواد معروفی
اولین قطعهای که او نوشت، ترانههای خیام بر اساس رباعیات خیام بود که اولین بار در سال ۱۳۱۵ اجرا شد. جواد معروفی سالها در دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی تدریس کرد و شاگردان برجستهای نظیر انوشیروان روحانی، اردشیر روحانی، افلیا پرتو، پرویز اتابکی، ساسان محبی و مهین زرینپنجه تربیت نمود. جواد معروفی سهشنبه ۱۶ آذر سال ۱۳۷۲ در تهران چشم از جهان فرو بست.
یکی از برجستهترین آثار استاد جواد معروفی آلبوم خوابهای طلائی است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد. این آلبوم شامل چندی از برجستهترین آثار معروفی همچون ژیلا، راپسودی اصفهان و خوابهای طلائی است. در این نوشته به یکی از مشهورترین و زیباترین ساختههای جواد معروفی به نام ژیلا یا فانتزی ژیلا گوش میکنیم که معروفی آن برای دخترش ساختهاست. قطعه ژیلا یکی از زیباترین و شناختهشدهترین آثار پیانوی ایرانی است که به تنهایی بخشی از هویت پیانوی ایرانی میسازد. اثری که زیبایی سحرانگیز و نوای دلنشین پیانوی ایرانیاش در تاریخ موسیقی ایران جاویدان است. امیدوارم از این اثر بسیار زیبا و شنیدنی لذت ببرید و اگر دوست داشتید اثر پیانوی ایرانی موردعلاقه خودتان را در بخش دیدگاهها معرفی کنید.
دیوید هاوارد لنز (زاده ۲۸ ژوئن ۱۹۵۰ در سیاتل، واشنگتن) آهنگساز و پیانیست نامزد جایزه گرمی است. آلبوم او با نام Cristofori’s Dream در سال ۱۹۸۸ در صدر جدول ژانر نیوایج قرار گرفت. لنز علاقه خود به پیانو را به تجربیاتش در زمان کودکی در شمال غربی پسیفیک نسبت میدهد. مادرش الهامبخش او برای نواختن پیانو بود. او آهنگهای ری چارلز، فرانک سیناترا و نت کینگ کول را با پیانو مینواخت و به اولین مربی موسیقی فرزندش تبدیل شد.
لنز حرفهی نواختن را از نوجوانی در دهه ۶۰ آغاز کرد. در سال ۱۹۷۱ او در ضبط یک آلبوم برای لیبل مرکوری رکوردز با گروه کانادایی بَرَهمَن همکاری کرد. لنز در آهنگ محبوب این آلبوم، “Seasons in the Sun” یا “فصلها در خورشید” از تری جَکس، کیبورد نواخت. در اواخر دهه ۷۰ میلادی او به عنوان کارگردان موسیقی یک گروه در سیاتل با نام The Sweep بود. پس از آن او به تکنوازی در کلوبهای محلی روی آورد. در یک کلوب شبانه در سیاتل او شروع به نواختن ساختههای خودش کرد و ژانر خود را از راک به جاز و بلوز تغییر داد.
در دهه ۸۰ میلادی نوع جدیدی از استعدادهای موسیقیایی در لنز نمایان شد. در طی این دوره او به کمک دوستی شروع به آهنگسازی در ژانری کرد که حالا آن را با نام نیو ایج یا عصر نو میشناسیم. از دهه ۱۹۸۰ به بعد به صورت مرتب چندین آلبوم منتشر کرد از جمله اولین آلبومش با نام Heartsounds که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد و موجب افزایش محبوبیت لیبل ضبط آلبومش یعنی نارادا شد.
بارتولومئو کریستافوری دیفرانچسکو سازننده آلات موسیقی اهل ایتالیا که به عنوان مخترع پیانو شناخته میشود. کریستافوری اولین پیانو را در سال ۱۶۹۸ در شهر پادوا ایتالیا ساخت. این آلبوم و قطعه اصلی آن توسط دیوید لنز به او تقدیم شدهاست.
در سال ۱۹۸۸ هفتمین آلبوم استودیویی دیوید لنز به نام Cristofori’s Dream منتشر شد. این تنها آلبوم لنز بود که صدر جدول “برترین آلبومهای نیو ایج” بیلبورد رسید و همچنین در جدول سالیانه بیلبورد ۲۰۰ با رتبه ۱۸۰ قرار گرفت. این آلبوم به بارتولومئو کریستافوری، سازنده آلات موسیقی ایتالیایی تقدیم شده که به عنوان مخترع پیانو و سازننده اولین پیانو شناخته میشود. نام آلبوم برگرفته از نام اولین قطعهی آلبوم است. Cristofori’s Dream یکی از زیباترین و مشهورترین آثار دیوید لنز است که پس از انتشار آلبوم سهم بزرگی در موفقیت آلبوم داشت. یکی از زیباترین آثار پیانوی در ژانر نیو ایج که با ملودی سحرآمیز و گیرای خود شنونده را به جایی دیگر در عالم خیال و رویا میبرد. اثر ماندگاری که جادوی نوای پیانوی آن تمام نشدنی است و عمق احساس و زیبایی این ساز محشر را نشان میدهد.
در آخرین روزهای سال ۲۰۱۹ میلادی هستیم، اگر از آن دسته از افرادی باشید که فیلمها را برای چیزی بیشتر از سرگرم شدن تماشا میکنید، احتمالاً کم و بیش از روند چند سال اخیر سینمای هالیوود ناامید شدهاید، شاهد فیلمهای پرفروشی هستیم که در همه اینترنت صحبتشان است، مثل بمب سر و صدا میکنند، بیلیونی میفروشند و رکوردها را جابجا میکنند. فیلمهایی بسیار پر زرق و برق با جلوههای بصری فوقالعاده، پر از پیامها، اجبارها و کلیشههای غیرقابل تحمل و صد البته با داستانهایی کمعمق و سطحی که بدون تماشای فیلم هم از پایانشان باخبرید و اگر خیلی هنر کنند یک یا چند سورپرایرز برای شما داشته باشند. فیلمهایی که باید خودتان راضی کنید که حداقل ارزش یکبار دیدن را دارند و احتمالاً چند روز بعد به کلی از یاد شما میروند، بهتر بگوییم فیلمهایی که با ندیدنشان چیزی را از دست ندادهاید که هیچ، شاید حتی سود هم کرده باشید.
جدا از این فیلمهای دهان پُرکن، به طور خاص فیلمی به یاد ماندنی و شاهکار هم از سالهای اخیر به یاد ندارم که توان رقابت با فیلمهای دهههای گذشته را داشته باشید. زمانی بود که سینما اینطور نبود و به قول اسکورسیزی فیلمها چیزی بیشتر از یک شهربازی بودند. این مقدمه کوتاه و البته تا حدودی غیرمرتبط با این نوشته را گفتم چون میخواهیم به سراغ یک ترانه از فیلمی برویم که ۱۸۰ درجه با فیلمهای امروزی متفاوت است و آن فیلمی نیست جز گلادیاتور.
در سال ۲۰۰۰ بود که شاهکار تاریخی حماسی ریدلی اسکات، گلادیاتور اکران شد و حسابی سینما را تکان داد. هنر و توانایی کمنظیر ریدلی اسکات، نقشآفرینی تماشایی و تمامنشدنی راسل کرو، داستان عمیق احساسی و حماسی و البته موسیقی محشر هانس زیمر دست به دست هم دادند و یکی از برترین فیلمهای تاریخ سینما را خلق کردند و واقعاً بیانصافیست اگر صفت شاهکار را برای این فیلم به کار نبریم. گلادیاتور را بعد از دو دهه خیلیها در سراسر دنیا همچنان تماشایش میکنند و افرادی هستند که بارها و بارها تماشایش کردهاند چون تنها یک فیلم سادهی سرگرمکننده نیست.
گلادیاتور میآموزد که چه چیزی در این زندگی واقعاً مهم و باارزش است، گلادیاتور ارزش زندگی، آزادی و حتی مرگ را یادآور میشود! عشق، اخلاق و وفاداری را یاد میدهد و آموزد که در راه هدف ارزشمند خود چگونه باید جنگید و ایثار کرد. داستان ژنرالی که بَرده شد، بَردهای که تبدیل به گلادیاتور شد و گلادیاتوری که نه برای خودش بلکه برای انتقام خون خانوادهاش و آزادی یارانش و وطنش جنگید. ارزش چنین فیلمی را تنها میتوانید از زبان کسانی بشنوید با تماشای آن جنگیدن در راه مبارزه با مشکلات خودشان و برخواستن را آموختهاند، افرادی که هر از چند گاهی باید سری به این فیلم بزنند و تک تک صحنههای تمامنشدنی و جاودان و دیالوگهای آن را ببینند و بشنوند و از آنها الهام بگیرند.
گلادیاتور میآموزد که چه چیزی در این زندگی واقعاً مهم و باارزش است، گلادیاتور ارزش زندگی، آزادی و حتی مرگ را یادآور میشود! عشق، اخلاق و وفاداری را یاد میدهد و آموزد که در راه هدف ارزشمند خود چگونه باید جنگید و ایثار کرد.
خوشبختانه گلادیاتور در تاریخ سینما آن طور که باید و شاید تکریم شده تا به این سادگی از یادها نرود. یکی از پرافتخارترین و موفقترین فیلمهای تاریخ سینما که در سال اکرانش در ۱۲ رشته نامزد اسکار شد و ۵ اسکار از جمله جایزه بهترین فیلم سال را از آن خود کرد. جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم سال را بُرد و در ۳ رشته دیگر نامزد دریافت جایزه شد. در مراسم بفتا نیز جایزه بهترین فیلم را به همراه ۴ جایزه دیگر برنده شد و در ۱۰ رشته دیگر نامزد شد و به طور کلی این ساخته ارزشمند ریدلی اسکات از مجموع ۱۱۹ نامزدی در جشنوارههای مختلف موفق به کسب ۴۸ جایزه شد.
یکی از دلایل موفقیت، محبوبیت و البته ماندگار شدن گلادیاتور موسیقی شاهکار هانس زیمر بود، او برای این فیلم شاید بهترین کار تمام دوران حرفهاش را ساخت که جز یکی از برترین موسیقیهای تاریخ سینما به حساب میآید. هانس زیمر در ساخت ساندترک گلادیاتور با لیسا جرارد، خواننده استرالیایی همکاری کرد و با توجه به قوانین اسکار فقط هانس زیمر نامزد اسکار شد که باوجود شایستگی آن را به “ببر خیزان، اژدهای پنهان” ساخته تان دان واگذار کرد. در گلدن گلوب هانس زیمر و لیسا جرارد جایزه بهترین موسیقی متن را از آن خود کردند اما در بفتا هم جایزه به تان دان رسید.
داستان ژنرالی که بَرده شد، بَردهای که تبدیل به گلادیاتور شد و گلادیاتوری که نه برای خودش بلکه برای انتقام خون خانوادهاش و آزادی یارانش و وطنش جنگید.
ترانه اصلی بسیار زیبای این فیلم با نام Now We Are Free “اکنون ما آزاد هستیم” که در پایان فیلم و تیتراژ پایانی پخش میشود پس از انتشار فیلم با استقبال بسیاری روبهرو شد و از آن به عنوان شناسه اصلی فیلم و موسیقی گلادیاتور یاد میشود. این ترانه به قدری زیبا و گیراست که حتی به فهم متن ترانه آن نیازی نیست و اصلاً معنی خاصی هم ندارد چون به زبانی خاصی نیست و شاید تنها خود لیسا جرارد متوجه معنای آن شود چون زبانیست که خودش آن را از کودکی و برای صحبت با خدایش ابداع کردهاست.
ترانه حس زیبای رهایی، حس به مقصود و مقصد رسیدن را با خود دارد. (*** خطر لو رفتن داستان ***) مکسیموس پس از مرگی باشکوه و آزاد کردن یاران و وطنش حالا به آرزویش که خانوادهاش است رسیده و در گندمزاری در بهشت به سمت پسرش که به سوی میدود راه میرود، همسرش به نظاره ایستاده است و در انتظار اوست، او حالا در بهشت واقعی و نزد خانوادهاش است، او اکنون آزاد است. این ترانه زیبا با صدای آسمانی لیسا جرارد مکسیموس را بدرقه میکند و لحظه لحظهی سرگذشت و سرنوشت مکسیموس را ذهن بیننده ماندگار میکند و واقعاً پس از پایان فیلم چه چیزی بیشتر از این ترانه بینظیر میتواند تأثیرگذار باشد.
صدای بهشتی لیسا جرارد در پایان فیلم بدرقهگر مکسیموس است و سرگذشت و سرنوشت او را در ذهن بیننده ماندگار میکند.
پایان گلادیاتور فوقالعاده است و در پایان آن سه قطعه موسیقی به کار رفتهاست، یکی همین ترانه حالا ما آزادیم است و دو قطعه دیگر Elysium و Honour Him هستند که آهنگ Honour Him را در موزیک گیک با شما به اشتراک گذاشتیم و پیشنهاد میکنم آن را از دست ندهید. اگر دوست دارید بهترینهای هانس زیمر را یکجا و با کیفیت بالا داشتید حتماً به مجموعه ویژه بهترینهای هانس زیمر در سایت موزیک گیک سر بزنید.
۳۰ آهنگ برتر پروژه موسیقی انیگما در مجموعه بهترینهای انیگما
کیفیت 320 – پخش آنلاین – دانلود تکی و یکجا
انیگما یک پروژه موسیقیایی آلمانی است که در سال ۱۹۹۰ توسط مایکل کرتو، موسیقیدان و تهیهکننده موسیقی رومانیایی-آلمانی پایهگذاری شد. کرتو پیش از این که ایدهی یک پروژهی نیو ایج، ورلدبیت را داشته باشد چند اثر انفرادی منتشر کردهبود، با دیگر هنرمندان همکاری میکرد و همینطور کار تولید آلبومهای همسر آن زمانش، ساندرا که یک خواننده پاپ آلمانی بود را انجام دادهبود. او اولین آلبوم استودیویی انیگما را با نام MCMXC a.D در سال ۱۹۹۰ با همکاری دیوید فرستین و فرانک پترسون ضبط کرد. این آلبوم به لطف تکآهنگ محبوب “Sadeness Part I” که به تنهایی ۱۲ میلیون واحد فروخت بزرگترین موفقیت انیگما به شمار میرود.
به گفتهی کرتو، الهامبخش او برای خلق این پروژه، تمایل او برای ساختن نوعی موسیقی که از “قوانین و عادتهای قدیمی” پیروی نمیکند و یک فرم جدید از بیان هنری را با مؤلفههای عرفانی و تجربی ارائه میکند بودهاست. از انیگما تاکنون ۸ آلبوم استودیویی منتشر شدهاست. انیگما بیش از ۸٫۵ میلیون نسخه آلبوم در ایالات متحده به فروش رساندهاست و حدوداً ۷۰ میلیون نسخه آلبوم در سراسر جهان فروخته و بیش از بیش از ۱۰۰ گواهی طلا و پلاتینیوم در کشورهای مختلف دریافت کردهاست. این پروژه همچنین سه بار نامزد دریافت جایزه گرمی شدهاست. در این مجموعه در سایت موزیک گیک به ۳۰ اثر از برترینها و محبوبترینهای انیگما گوش میکنیم.
کاملترین مجموعه بهترینهای مکس ریشتر – بهترینها از آلبومهای استودیویی و آثار موسیقی فیلم
۵۰ اثر برتر با کیفیت 320 – پخش آنلاین – دانلود تکی و یکجا
مکس ریشتر (زاده ۲۲ مارس ۱۹۶۶) آهنگساز بریتانیایی زاده آلمان است که یکی از هنرمندان تأثیرگذار در آهنگسازی پست مینیمالیسم و تلاقی موسیقی کلاسیک معاصر و موسیقی سبک آلترناتیو عامیانه (موسیقی مستقل) از سال ۲۰۰۰ میباشد. او به صورت کلاسیک آموزش موسیقی دیده و فارغ التحصیل رشته آهنگسازی از آکادمی سلطنتی موسیقی لندن است و با لوچیانو بریو در ایتالیا تحصیل کردهاست.
ریشتر آهنگسازی موسیقی صحنه، اپرا، باله و فیلم و سریال انجام میدهد، او همچنین با موسیقیدانهای دیگر و همینطور در اجراها، راهاندازی و با هنرمندان رسانهای بسیاری همکاری داشتهاست. او تاکنون ۱۱ آلبوم استودیویی منتشر کرده و برای فیلمها و سریالهای زیادی موسیقی ساختهاست. بهسوی ستارگان، ماری ملکه اسکاتلند، هرگز روی برنگردان، متخاصمان، دوشیزه اسلون، دیسکانکت، لوره، آخرین روزها در مریخ از جمله فیلمهایی مطرحی هستند که ریشتر موسیقی آنها را ساختهاست، او همچنین در ساخت موسیقی سریالها هم بسیار فعال بوده و کار آهنگسازی سریالهای تابو، آینه سیاه (قسمت Nosedive) و بازماندگان را برعهده داشتهاست، به جز این بسیاری از آثار ریشتر به صورت گسترده در سینما و تلویزیون و تولیدات دیگر به کار رفتهاست.
از مشهورترین و محبوبترین آثار او میتوان به قطعهی “On the Nature of Daylight” از آلبوم اشاره نمود. مکس ریشتر در ۲۱امین دوره جوایز فیلم اروپا در سال ۲۰۰۸ جایزه بهترین آهنگساز را از آن خود کردهاست و همچنین نامزدی جوایز گرمی و امی را در کارنامه دارد.
در این مجموعه از بهترینهای آهنگسازان برجسته در سایت موزیک گیک، بهترینهای مکس ریشتر را میشنویم. مجموعه شامل ۵۵ اثر برتر مکس ریشتر از برترین آلبومهای استودیویی و آثار ساندترک در سه بخش جدا است. مکس ریشتر یکی از تأثیرگذار و مهمترین آهنگسازان پست مینیمالیسم است که حالا ۲۰ سال پس از آغاز کار او، این ژانر به سبک و استایلی بسیار محبوب و رایج تبدیل شدهاست. این مجموعه به همه دوستداران موسیقی مینیمال، کلاسیک مدرن و موسیقیهای عمیق و مناسب برای تمرکز پیشنهاد میشود.
مجموعه اختصاصی بهترینهای یان تیرسن (Yann Tiersen)
بهترینهای یان تیرسن از موسیقی فیلمهای املی پولن، بدرود لنین!، تبرلی و بسیار بیشتر
۴۴ اثر منتخب با کیفیت 320 – پخش آنلاین – دانلود تکی و یکجا
یان تیرسن (زاده ۲۳ ژوئن ۱۹۷۰) موسیقیدان و آهنگساز فرانسوی است. حرفه موسیقی او شامل آلبومهای استودیویی، همکاریها و موسیقی فیلمهایی که ساختهاست میشود. تیرسن در آثارش سازهای بسیاری را به کار بردهاست. او عمدتاً گیتار ، پیانو ، سینثسایزر یا ویولن به همراه سازهایی همچون ملودیکا ، زیلوفون ، پیانو اسباب بازی ، هارپسیکورد ، آکاردئون و حتی ماشین تحریر را در موسیقیاش استفاده کردهاست.
تیرسن بیشتر به عنوان یک آهنگساز موسیقی متن شناخته میشود، خودش میگوید: “من یک آهنگساز نیستم و من واقعاً پیشینهی کلاسیک ندارم”، تمرکز اصلی او روی تورها و آلبومهای استودیوییاش است که از قضا بسیاری از آنها برای استفاده در فیلم مناسب هستند. مشهورترین موسیقی متن او برای فیلم سرنوشت شگفتانگیز املی پولن است که عمدتاً آثارش از سه آلبوم استودیویی اول تیرسن هستند ولی به اشتباه به عنوان موسیقی متن اصلی یا اوریجینال فیلم املی شناخته میشوند.
در ادامه مجموعههای منتخب موزیک گیک در این نوشته به آثار برتر یان تیرسن میپردازیم. همانطور که گفته شد به احتمال زیاد شما تیرسن را به عنوان سازننده موسیقی فیلم املی بشناسید اما در حقیقت به جز چند تم اوریجینال فوق العاده و چند ترانه، باقی آثار مشهور آلبوم ساندترک این فیلم از آلبومهای اول تیرسن انتخاب شدهاند. در این مجموعه تقریباً تمامی آثار مشهور ساندترکهای تیرسن، املی، بدرود لنین! و تبرلی موجود هستند. از آلبومهای استودیویی برتر تیرسن به خصوص سه آلبوم اول او هم تقریباً همه آثار محبوب برای مجموعه انتخاب شدهاند. امیدوارم از این مجموعه لذت ببرید و اگر دیدگاهی در مورد مجموعه و یا آثار منتخب حتماً با ما در میان بگذارید.
آهنگ Crockett’s Theme از سریال میامی وایس ساخته یان همر
یان همر (زاده ۱۷ آوریل ۱۹۴۸ در پراگ) یک موسیقیدان، آهنگساز و تهیهکننده موسیقی چک-آمریکایی است. او با نوازندگی کیبورد در گروه ارکستر ماهاویشنو در اوایل دهه ۷۰ میلادی و همچنین ساختن موسیقی سریال تلویزیونی بسیار مشهور و محبوب “میامی وایس” در دهه ۸۰ و قطعات معروف ساندترک این سریال،”Miami Vice Theme” و “Crockett’s Theme” مطرح شد. او حرفهی نوازندگی و تهیهکنندگی موسیقی را ادامه داد و بعدها تولید فیلم را نیز فعالیتهای خود افزود. همر با تأثیرگذاترین و برجستهترین چهرههای جاز و راک زمان خود از جمله جان مکلافلین، جِف بِک، ال دی میولا، میک جَگِر، کارلوس سانتانا، استنلی کلارک، تامی بولین، نیل شون، استیو لوکاتر و اِلوین جونز همکاری کردهاست. همر موسیقی متن حداقل ۱۴ فیلم، ۹۰ قسمت از سریال میامی وایس و ۲۰ قسمت از سریال چنسر را ساخته و تهیه کردهاست. او برای موسیقی تم سریال میامی وایس ۲ بار برنده جایزه گرمی شدهاست.
یان همر سازننده موسیقی ماندگار و محبوب سریال میامی وایس
میامی وایس (Miami Vice) یک مجموعه تلویزیونی جنایی درام آمریکایی از شبکه انبیسی است. این سریال توسط آنتونی یرکوویچ ساخته شده و مایکل مان وظیفه تهیهکننده اجرایی این مجموعه را برعهده داشتهاست. در میامی وایس دان جانسون در نقش جیمز کراکت و فیلیپ مایکل توماس در نقش ریکاردو تابز، دو کارگاه مخفی اداره پلیس میامی را ایفا میکنند. این سریال از ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۹ در پنج فصل از انبیسی پخش شد.
این مجموعه به دلیل ادغام موسیقی و جلوههای تصویریاش در دهه ۸۰ میلادی به شدت مورد استقبال قرار گرفت و از آن به عنوان یکی از ۵۰ مجموعه برتر تاریخ تلویزیون یاد میشود. یکی از نقاط مورد توجه این مجموعه موسیقی آن بود که شامل تعداد زیادی از آهنگهای پاپ و راک دهه ۸۰ آمریکا میشد و علارقم اینکه اکثر سریالها در آن زمان از موسیقی متن اختصاصی استفاده میکردند، برای حق پخش آهنگها و ترانهها در هر قسمت از میامی وایس ۱۰۰۰۰ دلار هزینه میشد، علاوه بر ترانههای به کار رفته در سریال، موسیقی متن الکترونیکی ساخته شده با سینثسایزر این مجموعه هم حسابی پرطرفدار شد و موسیقی تم این سریال، Miami Vice Theme برنده دو جایزه گرمی شد و در طی سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ در چارتهای موسیقی ۱۰ کشور قرار گرفت.
میامی وایس با موسیقی و آهنگها، مُد و لباسها، رنگها و جلوههای تصویری خودش حسابی دهه ۸۰ را تکان داد و تاریخساز شد. مجله People در مورد میامی وایس میگوید پس از اختراع تلویزیون رنگی اولین سریالی بود که واقعاً تازه و متفاوت به نظر میرسید.
به جز موسیقی تم این مجموعه، تم دیگری با نام Crockett’s Theme که متعلق به شخصیت جیمز سونی کراکت است، هم بسیار محبوب شد و با اینکه به در ایالات متحده به موفقیت بزرگی نرسید اما در کشورهای غرب اروپا حسابی گُل کرد و برای دو هفته در بلژیک و چهار هفته در هلند در رتبه ۱ قرار گرفت. این قطعه همچنین به رتبه ۲ در کشورهای ایرلند و بریتانیا رسید. این تم در جاهای بسیار زیادی به کار رفت و که یکی از مشهورترین آنها در بازی Grand Theft Auto: Vice City بود که این بازی به چهارمین بازی پرفروش کنسول پلیاستیشن ۲ تبدیل شد.
در کشور ما هم این آهنگ از رادیو و تلویزیون ملی در برنامهها و تولیدات مختلف در سالهای قبل به کار رفتهاست که شاید آن را شنیده باشید. فکر میکنم این قطعه حتی برای کسانی که قبلاً آن را نشنیدهاند و یا حتی در آن دهه هم زندگی نکردهاند نوستالژیک و خاطرهانگیز باشد، این قطعه به مانند یک ماشین زمان برای پرتاب به دهه ۸۰ میلادی است و بدون شک یکی از نمادینترین موسیقیهای این دهه میباشد، یکی از درخشانترین دورههای موسیقی و دوره طلایی سینثسایزرها.
دهه ۸۰ میلادی عجیب بود! حتی رنگهای مخصوص به خودش را داشت، تقریباً همه چیزهای آن دوره کاراکتر خودشان را دارند، لباسها، موسیقی، فیلمها، خودروها. دوره طلایی سینثسایزرها و موسیقی الکترونیک. این تم یان همر مانند یک ماشین زمان است دقیقاً مثل فیلم «بازگشت به آینده».
همچنین اگر از موسیقیهای دوران طلایی سینثسایزر در دهه ۸۰ میلادی لذت میبرید به شما پیشنهاد میکنم تا موسیقی تم فیلم ترمیناتور ساخته برد فیدل را هم در سایت موزیک گیک حتماً گوش کنید.
میکولا دمیتروویچ لئونتوویچ (۱۳ دسامبر ۱۸۷۷ – ۲۳ ژانویه ۱۹۲۱) آهنگساز و رهبر گروه کرُ (گروه همسرایان) اهل اوکراین بود. موسیقی او تأثیر گرفته از میکولا لیسِنکو، آهنگساز، پیانیست، رهبر ارکستر و اتنوموزیکولوژیست (موسیقیشناس قومی) اوکراینی و همینطور مدرسه موسیقی ملی اوکراین است. تخصص لئونتوویچ در موسیقی آوازی گروهی آکاپلا (سرود کُر بدون ساز)، آهنگسازی، موسیقی کلیسایی و تنظیمهای مفصل موسیقی بومی یا محلی بود.
لئونتوویچ در استان پودولیا در امپراتوری روسیه (در غرب اوکراین کنونی) متولد و بزرگ شد. او به عنوان یک کشیش در حوزه علمیه شهر کامیانتس-پودیلسکیی تحصیل کرد و بعدها تحصیلات موسیقی خود را در دانشگاه دولتی کاپلا سن پترزبورگ و با آموزش خصوصی نزد بولسلاو یاورسکی، موسیقیشناس، آهنگساز و مدرس موسیقی اهل اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی ادامه داد. با استقلال اوکراین در انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷، لئونتوویچ به کییف نقل مکان کرد و در کنسرواتوار کییف و موسسه موسیقی و درام میکلا لیسنکو مشغول به کار شد.
این آهنگ مشهور برگرفته از یک ترانه بومی اوکراینی است که توسط میکولا لئونتوویچ ساخته شدهاست.
این بیوگرافی کوتاهی بود از میکولا لئونتوویچ سازنندهی قطعه بسیار مشهور Carol of the Bells یا سرود زنگولهها که یکی از زیباترین و محبوبترین سرودهای کریسمس در سراسر دنیاست. کارولِ کریسمس، آهنگ یا سرودیست که اشعار آن (اغلب مذهبی) با موضوع کریسمس است و به طور سنتی در کریسمس و تعطیلات سال نو خوانده میشود. آهنگی که لئونتوویچ آن را ساخته نام اصلی آن Shchedryk (به معنای بخشنده از Shchedry Vechir به انگلیسی: Generous Eve، فارسی: شب بخشنده) است که یک سرود سال نو اکراینی که شعر آن از ترانهای محلی به نام The Little Swallow یا پرستو کوچک میباشد. این آهنگ در سال ۱۹۰۴ توسط لئونتوویچ تنظیم و ساخته و در سال ۱۹۱۶ منتشر شد. داستان شعر در مورد پرستویی است که همراه با رسیدن بهار به سمت خانهای پرواز میکند و با آواز خود به اهالی خانه خبر از سالی همراه با فراوانی نعمت و ثروت میدهد. “Shchedryk” در اصل در شب سال نو در ۱۳ ژانویه در گاهشمار ژولینی (پیش از مسیحیت در اکراین) که مناسبت باستانی مالانکا در اوکراین است خوانده میشده. اجرای اولیه این قطعه توسط دانشجویان دانشگاه کییف انجام شدهاست.
ریشهی این آهنگ به یک ترانه محلی اوکراینی به نام پرستو کوچک برمیگردد که به مناسبت جشن باستانی مالانکا (سال نو قبل از مسیحیت) در این کشور خوانده میشود.
پیتر ویلهوسکی آهنگساز و رهبر گروه کر اهل آمریکا (با تبار اوکراینی) ملودی این اثر را برای ارکستر با شعری جدید برای ارکستر سمفونی شبکه رادیویی اِنبیسی (NBC) بازتنظیم کرد و محوریت آن را بر روی زنگها یا زنگولهها گذاشت چون ملودی و شعر آهنگ او را به یاد زنگلولههای دستی میانداخت. این ملودی زیبا و لذتبخش اولین بار در دوران رکورد بزرگ در آمریکا پخش شد و ویلهوسکی حق نشر متن جدید را در سال ۱۹۳۶ ثبت کرد و آهنگ را با نام Carol of the Bells منتشر کرد علیرغم اینکه این آهنگ تقریباً دو دهه قبل در جمهوری ملی اوکراین منتشر شدهبود. محبوبیت اولیه این آهنگ عمدتاً از توانایی ویلهوسکی برای دسترسی به مخاطبان گسترده و نقش او به عنوان تنظیمکننده ارکستر سمفونیک اِنبیسی ریشه میگرفت اما حالا پس از سالها این آهنگ به شدت با کریسمس پیونده خورده و به عنوان یکی از سرودهای اصلی کریسمس شناخته میشود که دلیل اصلی آن متن جدید آن است که به زنگولهها و سرود کریسمس و Merry Christmas یا کریسمس مبارک اشاره دارد.
این آهنگ حالا پس از تقریباً یک قرن با کریسمس پیونده خورده و یادآور حال و هوای دوستداشتنی شب کریسمس، برف، چراغها و تعطیلات سال نو است.
کارول یا سرود زنگولهها حالا در سراسر دنیا یادآور کریسمس، حوال و هوای خوش آن و تعطیلات سال نو است. تعداد اجراهای انجام شده از این سرود را نمیتوان شمارد و شاید به هزاران برسد. این آهنگ توسط هنرمندان مختلف در کشورهای مختلف، به زبانهای مختلف و در ژانرهای مختلف اعم از کلاسیک، متال، جَز، کانتری، راک و پاپ بازسازی و خوانده شدهاست و همینطور در فیلمها، تبلیغها، برنامهها و سریالهای تلویزیونی زیادی هم به کار رفتهاست. در این نوشته چهار اجرای بسیار زیبا از این قطعه را برای شما آماده کردهام که امیدوارم از آن لذت ببرید.
سالواتوره، نایت آدامو (زاده ۱ نوامبر ۱۹۴۳) خواننده و آهنگساز بلژیکی است که بیشتر به خاطر تصنیفهای عاشقانهاش مشهور است. آدامو در ایتالیا متولد شد و از سن سه سالگی در بلژیک بزرگ شد. وی دارای تابعیت دوگانه بلژیک و ایتالیا است. او محبوبیت خود را ابتدا در سراسر اروپا و بعداً در خاورمیانه ، آمریکای لاتین ، ژاپن و ایالات متحده به دست آورد. وی تاکنون بیش از ۸۰ میلیون آلبوم و ۲۰ میلیون تکآهنگ به فروش رسانده است که وی را به یکی از موفق ترین موزیسین های تجاری جهان تبدیل کردهاست. او عمدتاً به زبان فرانسه اجرا می کند اما به هلندی، انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی، ژاپنی و ترکی نیز آواز خوانده است. “Tombe la neige” ،”La nuit” و “Inch’Allah” از مشهورترین آهنگهای سالواتوره آدامو هستند.
برف میبارد تو امشب نخواهی آمد
“Tombe la neige” (فارسی: «برف میبارد») شناختهشدهترین ترانهی آدامو است که توسط خود او نوشته شدهاست. این آهنگ در سال ۱۹۶۳ منتشر شد و به آهنگی محبوب در سراسر جهان و یکی از بهترینهای آدامو تبدیل شد. آدامو نسخههای مختلفی از این آهنگ را به زبانهای مختلفی را منتشر کردهاست. ترانه برف میبارد توسط هنرمندان بسیاری و به زبانهای مختلفی از جمله کرواتی، ترکی، آلمانی، روسی، چینی ماندارینی، ژاپنی، چینی کانتونی، ایتالیایی بازخوانی شدهاست.
یکی از بهترین آهنگهای آدامو و یکی از زیباترین ترانههای فرانسوی زبان که مطمئنم از شنیدنش لذت خواهید برد. به همراه نسخه ریمستر شده آهنگ برف میبارد، نسخهی بیکلام این آهنگ زیبا از پل موریا را هم میتوانید بشنوید و دریافت کنید. اگر به آثار بیکلام و بسیار زیبا پل موریا از ماندگارترین ترانههای دنیا علاقه دارید مجموعه اختصاصی بهترینهای پل موریا The Best of Paul Mauriat در سایت موزیک گیک را از دست ندهید.