سالواتوره، نایت آدامو (زاده ۱ نوامبر ۱۹۴۳) خواننده و آهنگساز بلژیکی است که بیشتر به خاطر تصنیفهای عاشقانهاش مشهور است. آدامو در ایتالیا متولد شد و از سن سه سالگی در بلژیک بزرگ شد. وی دارای تابعیت دوگانه بلژیک و ایتالیا است. او محبوبیت خود را ابتدا در سراسر اروپا و بعداً در خاورمیانه ، آمریکای لاتین ، ژاپن و ایالات متحده به دست آورد. وی تاکنون بیش از ۸۰ میلیون آلبوم و ۲۰ میلیون تکآهنگ به فروش رسانده است که وی را به یکی از موفق ترین موزیسین های تجاری جهان تبدیل کردهاست. او عمدتاً به زبان فرانسه اجرا می کند اما به هلندی، انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی، ژاپنی و ترکی نیز آواز خوانده است. “Tombe la neige” ،”La nuit” و “Inch’Allah” از مشهورترین آهنگهای سالواتوره آدامو هستند.
برف میبارد تو امشب نخواهی آمد
“Tombe la neige” (فارسی: «برف میبارد») شناختهشدهترین ترانهی آدامو است که توسط خود او نوشته شدهاست. این آهنگ در سال ۱۹۶۳ منتشر شد و به آهنگی محبوب در سراسر جهان و یکی از بهترینهای آدامو تبدیل شد. آدامو نسخههای مختلفی از این آهنگ را به زبانهای مختلفی را منتشر کردهاست. ترانه برف میبارد توسط هنرمندان بسیاری و به زبانهای مختلفی از جمله کرواتی، ترکی، آلمانی، روسی، چینی ماندارینی، ژاپنی، چینی کانتونی، ایتالیایی بازخوانی شدهاست.
یکی از بهترین آهنگهای آدامو و یکی از زیباترین ترانههای فرانسوی زبان که مطمئنم از شنیدنش لذت خواهید برد. به همراه نسخه ریمستر شده آهنگ برف میبارد، نسخهی بیکلام این آهنگ زیبا از پل موریا را هم میتوانید بشنوید و دریافت کنید. اگر به آثار بیکلام و بسیار زیبا پل موریا از ماندگارترین ترانههای دنیا علاقه دارید مجموعه اختصاصی بهترینهای پل موریا The Best of Paul Mauriat در سایت موزیک گیک را از دست ندهید.
موسیقی زیبای قسمت اول فصل دوم سریال شرلوک (رسوایی در بلگراویا) به نام SHERlocked
شرلوک (Sherlock) یک مجموعه تلویزیونی جنایی درام بریتانیایی است که بر اساس داستانهای کارآگاهی شرلوک هولمز اثر آرتور کانن دویل است. این مجموعه توسط استیون موفات و مارک گیتیس ساخته شدهاست و در آن در آن بندیکت کامبربچ در نقش شرلوک هولمز و مارتین فریمن در نقش جان واتسون ایفای نقش میکنند. سریال تحسین منتقدان و تماشاگران را به همراه داشتهاست و در حال حاضر در رتبه ۱۷ برترین سریالهای تلویزیونی سایت IMDb قرار دارد. شرلوک به خاطر کیفیت نگارش ، بازیگری و کارگردانی خود مورد ستایش قرار گرفتهاست و برنده جوایز معتبر متعددی همچون امی، بفتا و گلدن گلوب شدهاست. موسیقی هر چهار فصل سریال شرلوک به صورت مشترک توسط دیوید آرنولد و مایکل پرایس، آهنگسازان بریتانیایی ساخته شدهاست.
دیوید آرنولد (سمت راست) و مایکل پرایس (سمت چپ) آهنگسازان موسیقی سریال شرلوک
دیوید جی. آرنولد (زاده ۲۳ ژانویه ۱۹۶۲) آهنگسازِ موسیقی فیلم اهل بریتانیا است که بیشتر برای ساختن موسیقی پنج فیلم از سریهای فیلمهای جیمزباند، ذرهای آرامش، کازینو رویال، روزی دیگر بمیر، دنیا کافی نیست و فردا هرگز نمیمیرد و فیلمهای نظیر استارگیت (۱۹۹۴)، روز استقلال (۱۹۹۶)، گودزیلا (۱۹۹۸) و سریالهای تلویزیونی سریال مغز کوچک و شرلوک شناخته میشود. برای موسیقی فیلم روز استقلال او یک جایزهٔ گرمی برای بهترین موسیقی متن برای رسانهٔ تصویری و برای موسیقی سریال شرلوک به همراه مایکل پرایس، همآهنگساز این مجموعه، یک جایزه در مراسم جوایز هنرهای خلاقانه امی ساعات پربیننده برای بهترین آهنگسازی برای یک مجموعه تلویزیونی (Limited series)، فیلم و یا ویژهبرنامه را برای قسمت “His Last Vow”، قسمت پایانی فصل سوم سریال شرلوک دریافت کردهاست. او همچنین موسیقی مجموعه تلویزیونی فال نیک، تولید مشترک بیبیسی و آمازون پرایم را ساختهاست. آرنولد عضو آکادمی ترانهنویسان، آهنگسازان و نویسندگان بریتانیا است.
مایکل پرایس آهنگساز، تهیهکننده، تنظیمکننده و تدوینگر موسیقی جایزهبُردهی انگلیسی است. او یک جایزه امی را در شصت و ششمین دوره جوایز هنرهای خلاقانه امی ساعات پربیننده به همراه دیوید آرنولد بردهاست. از مشهورترین ساختههای میتوان به موسیقی سریالهای تلویزیونی شرلوک و فراموشنشدنی اشاره نمود.
رسوایی در بلگراویا، یک اپیزود تماشایی و شاهکاری تمام عیار. بازیگری، فیلمبرداری، روایت داستان و دیالوگها، فیلمبرداری و نورپردازی، موسیقی، اقتباسی محشر و پایانی فوقالعاده.
یکی از تماشاییترین و زیباترین قسمتهای این سریال، اپیزود رسوایی در بلگراویا (A Scandal in Belgravia) اولین قسمت فصل دوم است که در ۱ ژانویه ۲۰۱۲ پخش شد. در این اپیزود شرلوک و جان برای حل یک مسئله و جلوگیری از یک رسوایی به کاخ سلطنتی بریتانیا فراخوانده میشوند اما مسئله به این سادگیها نیست… . در مورد داستان این قسمت توضیح بیشتری ندهیم بهتر است و فقط بدانید که چنین قسمتهایی نظیر رسوایی در بلگراویا است که سریال شرلوک را از نظر مخاطبان جز برترین مجموعههای تاریخ تلویزیون قرار دادهاست.
این قسمت یک شاهکار تمام عیار و بدون نقص از بازیگری در بالاترین سطح (به خصوص بندیکت کامبربچ)، فیلم برداری فوقالعاده، موسیقی محشر و اقتباس وصفنشدنی است. یکی از نقاط قوط این قسمت موسیقی فوقالعاده آن است که جز بهترینهای کل سریال است. حتی اگر جز افرادی باشید توجه زیادی به موسیقی در هنگام تماشای فیلم و سریال نمیکنید چشمپوشی از این موسیقی به خصوص در بخش پایانی غیرممکن است و موسیقی به بهترین شکل موسیقی در این قسمت سریال خودنمایی میکند.
موسیقی فوق العاده این اپیزود یکی از نقاط قوت آن است که در کل سریال بهترین است، دو قطعه اصلی موسیقی این قسمت به خوبی در ذهن شما در کنار داستان و شخصیتهای فراموشنشدنی آن ماندگار میشوند.
اپیزود رسوایی در بلگراویا به طور خاصی با موسیقی پیوند خورده است. در سریال شرلوک میبینیم که شرلوک هولمز به نواختن ویولن علاقه دارد و دقیقاً در نیمههای این قسمت است که میبینیم شرلوک دستی هم در آهنگسازی دارد و عقیده دارد که آهنگسازی کمک میکند تا او فکر کند اما همه چیز در این قسمت پیچیدهتر از آن چیزیست که به نظر میرسد و قطعهای که شرلوک مشغول به نواختن و ساختنش است را در حقیقت برای آیرین ادلر (Irene Adler) مینویسد چون اگر دقیق باشیم متوجه میشویم این موسیقی قطعهی زیبایی با عنوان Irene’s Theme و اولین قطعه آلبوم موسیقی فصل دوم سریال است.
به جز تم آیرین، موسیقی اصلی رسوایی در بلگراویا قطعهی SHERlocked است که یکی از شاهکارهای موسیقی سریال شرلوک و دیوید آرنولد و مایکل پرایس است. این موسیقی شاهکار با ملودی فوق العادهاش که اگر با دقت به آن گوش کنید ملودی زیبای Irene’s Theme را هم در آن میشنوید پایان فوقالعاده این قسمت را رقم میزند و هر چقدر که به پایان اپیزود نزدیک میشویم این موسیقی را بهتر و واضحتر میشنویم که اگر این قسمت را تماشا کردهباشید کاملاً دلیل این موضوع را میدانید.
پایان فوقالعاده این قسمت با این موسیقی رقم میخورد، همه چیز در نهایت کمال است از جمله موسیقی.
همزمان با آغاز پایان نفسگیر این اپیزود فوق العاده، این قطعه پخش میشود. موسیقی فرصت چندانی به شما نمیدهد و در زمان نسبتاً کمی پس از آغاز به اوج زیبای خودش که توسط تکنوازی ویولن با همراهی موسیقی ارکسترال باشکوه نواخته میشود میرسد و شما را غرق در لذت میکند، پس از این اوج زیبا، با ورود پیانو و ملایم شدن موسیقی به سمت اوج پایانی و یک هجمهی تمام عیار و لذتبخش سازهای زهی میرود که محال است از فکر شما بیرون برود و در پایان هم با ترکیبی از ویولن ابتدایی و پیانو، موسیقی و اپیزود همزمان تمام میشوند. اگر این قسمت سریال شرلوک و به خصوص پایان آن را تماشا کنید، غافلگیری، بازیگری، دیالوگها، فیلمبرداری، نورپردازی همه چیز شما را مشغول و متحیر میکند و در کنار همه اینها، این موسیقی فوقالعاده است که کار را تمام میکند. صدای هدفون را تا جای ممکن بالا ببرید و برای چند لحظه از هنر ناب موسیقی ببرید.
بهترینهای الکساندر دسپلا به انتخاب سایت موزیک گیک
دانلود تکی و یکجا با کیفیت بالا + پخش آنلاین
الکساندر دسپلا (زاده ۲۳ آگوست ۱۹۶۱) یک آهنگسازِ موسیقیِ فیلم فرانسوی یونانی تبار است. او برنده دو جایزه آکادمی اسکار برای موسیقی فیلمهای هتل بزرگ بوداپست و شکل آب میباشد و در مجموعه هشت بار نامزد دریافت جایزه اسکار شدهاست. او همچنین برنده سه جایزه سزار (از هشت نامزدی)، سه جایزه بفتا (از نُه نامزدی)، دو جایزه گلدن گلوب (از ده نامزدی) و دو جایزه گِرَمی (از شش نامزدی) است و از این حیث یکی از پرافتخارترین آهنگسازان سینما به خصوص در بین همسالانش محسوب میشود.
دسپلا طیف گسترده ای از فیلمها، از فیلمهای مستقل با بودجهی کم تا بلاکباسترهای بزرگ همچون ملکه، قطبنمای طلایی، مورد عجیب بنجامین باتن، گرگومیش: ماه نو، آقای فاکس شگفتانگیز، هری پاتر و یادگاران مرگ – قسمت اول و قسمت دوم، سخنرانی پادشاه، دختر دانمارکی، قلمرو طلوع ماه، آرگو، ظهور نگهبانان، سی دقیقه پس از نیمهشب، گودزیلا، بازی تقلید، شکستناپذیر، زندگی پنهان حیوانات خانگی و جزیره سگها را آهنگسازی کردهاست.
دسپلا همه چیز برای قرار گرفتن در لیست بزرگان موسیقی فیلم را دارد. سبک موسیقی و آهنگسازی خاص او در زمان حاضر واقعاً نایاب است.
دسپلا در پاریس متولد شد، پدرش فرانسوی و مادرش یونانی بودند که در زمان تحصیل در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی با یکدیگر آشنا شدند. آنها در کالیفرنیا ازدواج کردند و به فرانسه بازگشتند و در پاریس اقامت کردند. الکساندر فرزند سوم بود و دو خواهر بزرگتر به نامهای ماری کریستین که همچنین به عنوان کْیکی شناخته میشود و روزالیند دسپلا داشت.
در سن پنج سالگی دسپلا نواختن پیانو را آغاز کرد. او همچنین در نواختن ترومپت و فلوت ماهر شد. وی تحت نظر کلود بالیف و یانیس زناکیس در فرانسه و جک هِیز در ایالات متحده تحصیل کرد. دسپلا به سرعت به یک نوازنده و آهنگساز ماهر تبدیل شد. علایق موسیقیایی دسپلا گسترده بود و از آهنگسازان فرانسوی اوایل قرن بیستم مانند موریس راول و کلود دبوسی تا موسیقی جاز و ملل را شامل میشد. او همچنین تحت تأثیر هنرمندان آمریکای جنوبی و آفریقایی از جمله کارلینوس براون و رِی لما قرار گرفت.
به عنوان یک دوستدار فیلم، از سن کم تصمیم گرفت که یک آهنگساز فیلم شود و با شروع مسیر حرفهاش برای رسیدن به این هدف تلاش کرد. او در سال ۱۹۸۶ بر روی فیلم اولش، Le souffleur کار کرد. وقتی که مشغول ساخت موسیقی اولین فیلمش بود با ویولنیست دومینیک لمونیر آشنا شد که او تبدیل به تکنواز موردعلاقه و کارگردانی هنریاش شد. آنها بعداً ازدواج کردند.
دسپلا از افتخارات چیزی کم ندارد، ۲ اسکار، ۲ گلدن گلوب، ۲ گرمی، ۳ بفتا و ۳ سزار. او در ساختن موسیقی برای فیلمهای بزرگ واقعاً استاد است و احتمالاً باید منتظر اسکارهای بیشتری باشیم.
دسپلا برای بیش از ۱۰۰ فیلم در سینمای فرانسه و هالیوود و یا فیلمهای مستقل موسیقی ساختهاست. او آهنگهای اختصاصیای ساختهاست که در فیلمها توسط هنرمندانی همچون آخناتون، کیت بکینسیل، شارلوت گنزبور، والری لمرسیر، میوسوتیس و کاترین رینگر خوانده شدهاست. او همچنین برای تئاتر هم موسیقی نوشتهاست، از جمله قطعاتی که در سالن نمایش کمدی-فرانسز اجرا شدهاند. او رهبری اجراهایی از آثار خودش که توسط ارکستر سمفونیک لندن، ارکستر فیلارمونیک سلطنتی و ارکستر سمفونی مونیخ را برعهده داشتهاست. او همچنین مستر کلاسهایی در دانشگاه پاریس (سوربن) و کالج سلطنتی موسیقی لندن برگزار کردهاست.
مجموعه ویژه بهترینهای Two Steps From Hell (دو قدم از جهنم)
برترین آهنگ و بهترینهای Two Steps From Hell – موسیقی حماسی و تریلر فیلم
۷۰ اثر برترین گروه دو قدم از جهنم + دانلود تکی و یکجا + پخش آنلاین
بیش از ۵ ساعت موسیقی حماسی – اختصاصی موزیک گیک
دو قدم از جهنم یا Two Steps From Hell در سال ۲۰۰۶ زمانی که توماس برگرسن و نیک فونیکس به منظور ساختن موسیقی برای تریلر فیلمها به یکدیگر پیوستند تشکیل شد. توماس جیکوب برگرسن (Thomas Jacob Bergersen) (زاده ۴ جولای ۱۹۸۰، برگن، نروژ) آهنگساز، نوازنده چندسازه اهل نروژ است و نیک فونیکس (Nick Phoenix) (زاده ۱۹۶۷) آهنگساز اهل لندن میباشد.
۱۳ سال پس از تاسیس، آثار TSFH در صدها تبلیغ (تریلر) فیلم از جمله برخی از بزرگترین فیلمهای بلاکباستر سالهای اخیر و همچنین هزاران تبلیغ و آگهی تلویزیونی به کار رفتهاست. دو قدم از جهنم اولین آلبوم خود، Invincible را در سال ۲۰۰۹ با معرفی موسیقی حماسی به عنوان ژانری جدید در موسیقی منتشر کرد. آنها تاکنون ۱۹ آلبوم منتشر کردهاند و میلیونها طرفدار در سراسر دنیا دارند و مشغول برگزاری کنسرتها و اجراهای زنده آثار خود هستند.
از جمله مشهورترین فیلمهایی که دو قدم از جهنم برای تریلر آنها موسیقی اختصاصی ساختهاست میتوان به انتقامجویان: پایان بازی، آکوامن، لیگ عدالت و مرد مورچهای و زنبورک اشاره نمود، همچنین آثار این گروه در تریلر فیلمهای بسیاری از جمله عناوین بزرگی همچون دزدان دریایی کارائیب، آواتار، هری پاتر، شوالیه تاریکی، مومیایی، میانستارهای و… به کار رفتهاست.
موسیقیای که شما را شجاعتر میکند.
در نوشته معرفی آهنگ Heart of Courage در موزیک گیک که یکی از مشهورترین ساختههای جهنم است گفتیم که:
«ایدهی نام دو قدم از جهنم را برگرسن از یک کلاب شبانه نروژی با نام “دو طبقه از بهشت” گرفتهاست.»
دو قدم از جهنم یا Two Steps From Hell در کارشان که تولید موسیقی حماسی و تریلرهای هیجانانگیز فیلم است استادند و تقریباً همهی آثارشان کیفیت و استاندارد بالایی دارند و در میان آثاری که به صورت رسمی منتشر شده، انتخاب تنها ۲۰ یا ۳۰ آهنگ به عنوان برترین امکانپذیر نیست چون در حقیقت برترینی وجود ندارد. برای جمع آوری این مجموعه سعی شده تا مشهورترین، محبوبترین و پراستفادهترین تولیدات این کمپانی را در یکجا برای شما جمع آوری کنیم که تعدادشان از ۷۰ اثر بیشتر است و به علاوه آنها، بیش از ۱۰ نسخه بیکلام (بدون وکال) از شناختهشدهترین آثار دو قدم از جهنم هم در این مجموعه موجود است. اگر بحث سلیقه را کنار بگذاریم این مجموعه تمام آثار برتر این گروه را در خود دارد و یک لیستپخش بسیار عالی از بهترین موسیقیهای حماسی میباشد که امیدوارم از آن لذت ببرید.
مجموعه ویژه بهترینهای زبیگنیف پرایزنر (اختصاصی موزیک گیک)
مجموعه برترین آهنگها و بهترینهای زبیگنیف پرایزنر (Zbigniew Preisner)
۴۰ اثر برتر + کیفیت بالا + پخش آنلاین (دانلود تکی و یک جا)
زبیگنیف پرایزنر (زاده ۲۰ می ۱۹۵۵ با نام زبیگنیف آنتونی کوالسکی) آهنگساز لهستانی برجسته موسیقی فیلم است، او بیشتر با آثارش برای کارگردان مشهور لهستانی کریشتوف کیشلوفسکی شناخته میشود. زبیگنیف پرایزنر در بیلسکو بیاوا یکی از شهرهای جنوبی لهستان متولد شد و در دانشگاه کراکوف به تحصیل تاریخ و فلسفه پرداخت. هیچ وقت به صورت رسمی موسیقی را فرا نگرفت و خود با گوش دادن و بازنویسی (تنظیم مجدد) اجزا از قطعات موسیقی، آن را آموخت. او به موسیقی دوره رمانتیک از جمله پاگانینی و ژان سیبلیوس علاقه بسیاری داشت که بر موسیقی بسیار تاثیرگذار بودهاند.
پرایزنر بیشتر با آثاری که برای فیلمهای کارگردانی شده توسط کریشتوف کیشلوفسکی ساخته شناخته میشود که مشهورترین همکاریهای آنها فیلمهای “زندگی دوگانه ورونیکا” محصول ۱۹۹۱ و “سهگانه سه رنگ” است. پس از همکاری با کیشلوفسکی در سه رنگ: آبی، پرایزنر توسط کارگردان و تهیهکننده برجسته، فرانسیس فورد کاپولا برای ساختن موسیقی فیلم باغ مخفی (The Secret Garden 1996) که توسط آگنیشکا هولاند لهستانی کارگردانی میشد استخدام شد.
اگرچه پرایزنر بیشترین ارتباط و همکاری را با کیشلوفسکی داشته ولی با چند کارگردان دیگر هم کار کردهاست. او یک جایزه سزار را برای فیلم فرانسوی الیزا (Élisa) به کارگردانی ژان بکر بردهاست. او چند جایزه دیگر هم بردهاست از جمله یک جایزه سزار دیگر در سال ۱۹۹۴ برای فیلم سه رنگ: قرمز و یک خرس نقرهای در ۴۷امین جشنواره بینالمللی فیلم برلین در سال ۱۹۹۷ برای فیلم The Island on Bird Street را برنده شدهاست. او دو بار نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب برای فیلمهای Three Colors: Blue در ۱۹۹۳ و At Play in the Fields of the Lord در ۱۹۹۹ شدهاست.
همکاری پرایزنر و کیشلوفسکی از آن همکاریهای ناب و بینظیر سینماست که نباید آن را از دست بدهید، معجون دو هنر سینما و موسیقی.
در سال ۱۹۹۸ آلبوم Requiem for My Friend (مرثیهای برای دوستم) که اولین اثر بزرگ غیر موسیقی فیلم پرایزنر بود منتشر شد. که در اصل قرار بود یک اثر روایی به نویسندگی کشیشتف پیسیویچ و کارگردانی کیشلوفسکی باشد که پس از مرگ کیشلوفسکی به یادبودی برای این کارگردان تبدیل شد. قطعه Lacrimosa از این کار در فیلم درخت زندگی (The Tree of Life) به کارگردانی ترنس مالیکو قطعه Dies Irae در فیلم زیبایی بزرگ (The Great Beauty) به کارگردانی پائولو سورنتینو و فصل دوم سریال تاج (The Crown) به کار رفتهاست.
پرایزنر موسیقی تم مستند People’s Century را ساخته که مستند ۲۶ قسمتی محصول مشترک شبکه تلویزیونی بیبیسی انگلستان و سبکه تلویزیونی پیبیاس ایالات متحده در ۱۹۹۴ است. او همچنین با کارگردان دانمارکی، توماس وینتربرگ در فیلم It’s All About Love محصول ۲۰۰۳ همکاری کردهاست. پرایزنر کار ارکستراسیون آلبوم سال ۲۰۰۶ دیوید گیلمور، گیتاریست انگلیسی با عنوان On An Island و همچنین کار ارکستراسیون اجرای زنده گیلمور در کارخانه کشتیسازی گدانسک (Live in Gdańsk) و رهبری ارکستر فیلارمورنیک بالتیک در این برنامه را در سال ۲۰۰۸ برعهده داشتهاست. سکوت، شب و رویاها (Silence, Night and Dreams) اثری در مقیاس بزرگ برای ارکستر، گروه کر و تکنوازان بر اساس نوشتههای کتاب ایوب از زبیگنیف پرایزنر است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
در ادامه مجموعههای بهترینهای آهنگسازان نامی جهان در این نوشته بهترین آثار زبیگنیف پرایزنر را با شما به اشتراک میگذاریم. امیدوارم که از این مجموعه شنیدنی و متفاوت لذت ببرید.
مجموعه The Best of Paul Mauriat شامل برترین آثار پل موریا
مجموعه ارزشمند The Best of Paul Mauriat شامل ۶۰ اثر برتر پل موریا
مجموعهای اختصاصی جمع آوری شده از آثار ریمستر شده – با کیفیت بالا + پخش آنلاین
پل ژولین آندره موریا معروف به پل موریا (زاده ۴ مارس ۱۹۲۵ – درگذشت ۳ نوامبر ۲۰۰۶) رهبر ارکستر اهل فرانسه و تنظیمکننده ارکستر اختصاصی خودش، Le Grand Orchestre de Paul Mauriat بود که در ژانر ایزی لیسنینگ فعالیت میکرد. شهرت او برای بازسازی و کاور کردن آهنگهای پاپ، جاز، راک و کلاسیک محبوب دنیا به صورت موسیقی سازی و یا بیکلام و همینطور آهنگسازی و تنظیم برای بسیاری از خوانندگان مشهور است. او در ایالات متحده آمریکا برای بازسازی بسیار محبوبش از آهنگ “Love is Blue” یا “عشق آبی است” از آندره پوپ شناخته میشود. این تکآهنگ میلیونی در آمریکا فروخت و برای ۵ هفته صدر جدول ۱۰۰ تکآهنگ داغ بیلبورد را تصاحب کرد. از دیگر بازسازیهای مشهور او میتوان به El Bimbo، Toccata، Love in Every Room و Penelope اشاره نمود.
موریا در سال ۱۹۲۵ در مارسی فرانسه متولد شد و همان جا بزرگ شد. پدرش یک بازرس پستی بود که علاقه زیادی به نواختن پیانو و ویولن کلاسیک داشت. در سال ۱۹۲۹ در چهار سالگی، موریا نواختن موسیقی را آغاز کرد. شش سال بعد، در سال ۱۹۳۵ در ده سالگی در کنسرواتوار (هنرستان عالی موسیقی) در مارسی ثبتنام کرد اما زمانی که ۱۷ سالش بود عاشق موسیقی جاز و پاپِ روز شد. در دهه ۱۹۴۰، در آغاز جنگ جهانی دوم، او گروه رقص خود را راه انداخت و در سالنهای کنسرت در سراسر اروپا اقدام به اجرای برنامه و برگزاری تور کرد. در دهه ۱۹۵۰، او وظیفه کارگردان موسیقی دو خواننده مشهور فرانسوی، شارل آزناوو و موریس شوالیه را برعهده داشت و برگزاری تور به آنها مشغول بود.
پل موریا در تاریخ موسیقی تک است، او تمام عمرش را صرف کاری کرد که برای آن زاده شده بود و در آن یک استاد تمام عیار بود. به لطف او حالا بسیاری از ترانهها و آثار فاخر، محبوب و ماندگار موسیقی جهان نسخهای دیگر دارند، نسخهای که پل موریا با جادوی خاص خودش آن را خلق کردهاست و لذت ناب و زیبایی هنر موسیقی را با خود همراه دارد.
در سال ۱۹۵۷، موریا اولین ئیپی (EP) یا آلبوم چندآهنگه خودش را با عنوان “Paul Mauriat” منتشر کرد. بین سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ در لیبل Bel-Air Records با نام مستعار Paul Mauriat et Son Orchestre و همچنین چند نام مستعار دیگر از جمله ریچارد آدری، نیکو پاپادوپولوس، ادواردو رو و ویلی توئیست برای اثرگذاری و بازتاب بینالمللی بهتر آثارش فعالیت کرد. در این دوره او چندین اثر با گروه Les Satellites ضبط کرد و تنظیم بکینگ وکال برای سه آلبوم این گروه را برعهده داشت. موریا برای چند فیلم فرانسوی از جمله Taxi for Tobruk محصول ۱۹۶۱، The Fabiani Affair محصول ۱۹۶۲ و Let’s Rob the Bank محصول ۱۹۶۴ موسیقی ساختهاست.
پل موریا اولین آهنگش را با آندره پاسکال نوشت. در سال ۱۹۵۸ آنها با ترانه Rendez-vous au Lavandou در رقابت Le Coq d’or de la chanson française (خروس طلایی فرانسه) برنده جایزه شدند. با نام مستعار دِل روما (Del Roma)، او اولین اثر برجسته و موفقش در سطح بینالمللی با آهنگ Chariot بدست آورد که این آهنگ را با همکاری دوستانش فرانک پورسل (همآهنگساز / آهنگساز همکار)، ژک پلانت (شعر به زبان فرانسوی) و ریموند لفور (ارکستراتور) نوشت. این آهنگ در ایالات متحده با عنوان “I Will Follow Him” با اجرای پگی مارس ضبط شد و سه هفته را در رتبه ۱ چارت ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد در سال ۱۹۶۳ سپری کرد. این ترانه به صورت برجسته در فیلم Sister Act با بازی ووپی گلدبرگ به کار رفت.
پس از سالها، آثار پل موریا حس و حال خوش گذشته را با خود به همراه دارند و گویی که تا ابد این حس زیبای نوستالژی را با خود خواهند داشت.
در بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۲ تعداد زیادی آهنگ به همراه آندره پاسکال برای میری ماتیو نوشت و در تنظیم ۱۳۰ آهنگ برای شارل آزناوور مشارکت کرد. در سال ۱۹۶۵ ارکستر خودش با عنوان Le Grand Orchestre de Paul Mauriat را تاسیس کرد و برای ۲۸ سال بعد صدها اثر و مجموعه را با لیبل فیلیپس ضبط و منتشر کرد. در سال ۱۹۹۴ پل موریا با لیبل ژاپنی پونی کنیون قرارداد امضا کرد و بعضی از آثار محبوبش را دوباره ضبط کرد و آثاری جدید نوشت. موریا بسیار از این آلبومها را در پاریس و لندن ضبط کرد و از چندین نوازنده کلاسیک انگلیسی برای ضبط این آثار استفاده کرد.
در سال ۱۹۶۸، کاور او در اواخر سال ۱۹۶۷ از آهنگ آندره پوپ با نام “Love is Blue” تبدیل رتبه اول آهنگهای داغ آمریکا شد. این آهنگ پنج هفته را در صدر چارتها سپری کرد. دو تکآهنگ دیگر موریا نیز راه خود را به چارت در ایالات متحده باز کردند که یکی آهنگ “Love in Every Room” و دیگر موسیقی موسیقی تیتراژ فیلم چیتیچیتی بنگبنگ بود. “Love is Blue” یا “L’amour est bleu” از زمان تکآهنگ گروه تورنیدوز با نام “Telstar” در سال ۱۹۶۲، اولین آهنگ بیکلامی بود که به رتبه ۱ چارتهای بیلبورد میرسید و همینطور تنها تکآهنگ شماره یک آمریکا بود که در فرانسه ضبط شده بود. موفقیتهای این آهنگ و آلبوم Blooming Hits که آهنگ با آن منتشر شدهبود، از پل موریا یک ستاره بینالمللی ساخت.
اگر موسیقی بیکلام دوست دارید، پل موریا مانند یک موهبت است.
در سال ۱۹۶۹، موریا اولین تور جهانی خودش را با ارکستر بزرگش و اجرا در کشورهایی نظیر ایالات متحده، کانادا، ژاپن، کره جنوبی، برزیل و در کشورهای آمریکای لاتین آغاز کرد. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ او آلبومهایی برای بزرگداشت ریشههای موسیقی خودش که الهامبخش او بودند منتشر کرد. آلبومهای “Paul Mauriat joue Chopin” و “Classics in the Air” در سه قسمت شامل موسیقیهای کلاسیک نظیر “Grande valse brillante” از شوپن، “Toccata and Fugue in D Minor” باخ و “Canon” پاخلبل بود. محبوبیت فوق العاده و شکوفایی پدیدهی پل موریا در ژاپن در اوایل دهه ۱۹۷۰ آغاز شد. او تنها هنرمند بینالمللی است که دو شوی موسیقی که تمام بلیطهای آنها فروش رفتهاست را در یک روز در ورزشگاه معروف نیپون بودوکان در توکیو اجرا کردهاست. برای چند دهه، بعضی از ساختههای پل موریا در برنامههای تلویزیونی و فیلمهای کوتاه اتحاد جماهیر شوروی به کار رفت که از جمله آنها میتوان به پویانمایی کوتاه “Polygon” محصول ۱۹۷۷ شوروی و برنامه تلویزیونی “In the World of Animals” و “Kinopanorama” اشاره کرد.
او در سال ۱۹۸۸ اجرای برنامه را کنار گذاشت. اجرای آخر او در کنسرت سایونارا بود که به صورت زنده در اوزاکا ژاپن ضبط شد ولی ارکستر او به برگزاری تور در سراسر دنیا تا قبل از مرگ پل موریا در سال ۲۰۰۶ ادامه داد. ژیل گمبوس پیانیست اصلی سابق پل موریا در سال ۲۰۰۰ رهبر ارکستر پل موریا شد و تورهای موفقی در ژاپن، چین و روسیه برگزار کرد. گمبوس بیش از ۲۵ سال با موریات کار کرده بود. در سال ۲۰۰۵، نوازنده کلاسیک فرنچ هورن، ژان-ژک ژوستفره ارکستر در تور ژاپن و کره جنوبی رهبری کرد. در سال ۲۰۰۲ سرژ الهایک یک زندگینامه مجاز از پل موریا با عنوان Paul Mauriat: une vie en bleu یا پل موریا: زندگی به رنگ آبی منتشر کرد.
در ۳ نوامبر ۲۰۰۶ در سن ۸۱ سالگی در پرپینیان در جنوب فرانسه درگذشت. پس از مرگ او “ارکستر بزرگ پل موریا” به فعالیت خود پایان داد. نسبت به همسالانش، او یکی از بزرگترین کاتالوگهای ضبط را با بیش از ۱۰۰۰ عنوان تنها در دوره کار با پولیگرام (شرکت سرگرمی هلندی و لیبل بزرگ ضبط موسیقی) ( سالهای ۱۹۶۵-۱۹۹۳) دارد. او یک Grand Prix یا جایزه بزرگ از صنعت ضبط فرانسه، یک جایزه MIDEM را برنده شده و همچنین در سال ۱۹۹۷ او نشان فرمانده هنر و ادب ملی فرانسه در وزارت فرهنگ فرانسه دریافت کردهاست. پل موریا بیش از ۴۰ میلیون نسخه آلبوم در سراسر جهان فروخته و ۲۸ تور را در ژاپن از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۸ برگزار کردهاست.
همان طور که گفتیم پل موریا آثار بسیار زیادی در کارنامه دارد و انتخاب بهترینهای پل موریا کار آسانی نیست و بیشتر به سلیقه افراد بستگی دارد. اکثر آثار موریا استانداردی خاص و کیفیت بالایی دارند. در مجموعه بهترینهای پل موریا در موزیک گیک سعی شده تا مشهورترین و محبوبترین آثار پل موریا و به قول معروف هیتهای او را برای شما جمع آوری کنیم. تمامی آثار با کیفیت مناسب و البته بسیاری از آثار نسخه ریمستر شده هستند که به صورت دانلود یک جا و برای اولین بار در سایت موزیک گیک به صورت پخش آنلاین و دانلود تکی در دسترس شما هستند. امیدوارم از این مجموعه فوق العاده لذت ببرید.
مجموعه The Best of Clint Mansell شامل برترین آثار کلینت منسل
مجموعه ۴۰ اثر برتر کلینت منسل در مجموعه اختصاصی The Best of Clint Mansell
+ آلبوم موسیقی فیلم The Fountain (چشمه)
کلینت منسل (کلینتون دریل منسل) زاده ۷ ژانویه ۱۹۶۳ موسیقیدان و آهنگساز انگلیسی میباشد، او قبل از این که فعالیت حرفهای موفق خود را در آهنگسازی فیلم شروع کند، خواننده اصلی گروه آلترناتیو راک انگلیسی Pop Will Eat Itself ملقب به PWEI بود. منسل پس از بهم خوردن این گروه به ایالات متحده نقل مکان کرد و شروع به کار کردن با کارگردان دارن آرنوفسکی نمود. متعاقباً او تبدیل به یک آهنگساز موسیقی فیلم موفق، جایزهبرده و نامزد جوایزی معتبری همچون گلدن گلوب و گرمی شد.
منسل به صورت گسترده با آرنوفسکی در فیلمهایش نظیر پی، مرثیهای بر یک رؤیا، چشمه، قوی سیاه، کشتیگیر و نوح همکاری کرد و برای دهها فیلم بلند و کوتاه دیگر، سریالهای تلویزیونی و بازیهای رایانهای موسیقی ساخت. او حالا در لس آنجلس زندگی میکند و به آهنگسازی و گاهی اجرای زنده آثارش در تور مشغول است. او یک پیشگام در سمپلینگ آثار خودش است و حالا آثار کلینت منسل بین موسیقیدان سمپلینگ بسیار محبوب است.
کلینت منسل هم در لیست افرادی قرار دارد که از سوی آکادمی اسکار مورد کملطفی قرار گرفتهاست یا بهتر بگوییم نادیده گرفتهشدهاست. در سال ۲۰۰۰ او موسیقی فوق العاده مرثیهای بر یک رؤیا را ساخت و حتی جز کاندیدهای اسکار هم نبود.
به مدت یک دهه از تأسیس Pop Will Eat Itself، او به عنوان خواننده اصلی، نوازنده چندسازه، تهیهکننده و نویسنده یا نویسندهی همکار در بسیاری از آهنگهای گروه، عضو این بند بود. این گروه با به کارگیری موسیقی هیپ هاپ، موسیقی اینداستریال (صنعتی)، هاوس و دیگر ژانرهای موسیقی دَنس در موسیقی خودشان، پیشتاز سمپلینگ و موسیقی الکترونیک در سبک آلترناتیو راک بریتانیا بوند. در ایالات متحده Pop Will Eat Itself تحت لیبل Nothing Records خواند که متعلق به تِرِنت رِزنِر، خواننده، تهیهکننده و نوازنده گروه ناین اینچ نایلز بود. منسل و رزنر که یکی از طرفداران باسابقه گروه PWEI بود بعد از اینکه کلینت منسل به نیویورک نقل مکان کرد با یکدیگر دوست شدند و منسل به عنوان همخوان در آلبوم سال ۱۹۹۹ گروه ناین اینچ نایلز با نام “The Fragile” همکاری کرد.
منسل ساختن موسیقی فیلم را از زمانی که کارگردان دارن آرنوفسکی برای ساختن موسیقی اولین فیلمش، Pi در سال ۱۹۹۶ استخدام کرد، شروع کرد. او همچنین موسیقی فیلم بعدی آرنوفسکی، مرثیهای بر یک رؤیا را ساخت که بسیار محبوب شد و نام منسل را بر سر زبانها انداخت. موسیقی اصلی این فیلم با نام “Lux Aetena” محبوبترین قطعهی فیلم بود که در بسیاری از تبلیغات تلویزیونی، تریلرهای فیلم و ویدئوهای یوتیوب تحت عنوان موسیقی حماسی به کار رفت. به جز فیلمهای آرنوفسکی، کلاینت منسل برای فیلمهایی همچون Moon، Last Night، Flith، High-Rise، Sahara، The New Radical، Out of Blue، سریال تلویزیونی Black Mirror: San Junipero و بازیهای رایانهای Doom و Mass Effect 3 آهنگسازی کردهاست.
در سال ۲۰۰۶ به اعتقاد بسیاری از منتقدین، منسل بهترین موسیقی فیلم سال را برای فیلم چشمه آرنوفسکی ساخت اما در عین ناباوری حتی در لیست کاندیدها هم قرار نگرفت. (شاید به خاطر همکاری با کوارتت کرونوس) با اینکه موسیقی بابل از گوستاوو سانتائولایا هم فوق العاده بود و اسکار را برای دومین سال متوالی گرفت اما خیلی سخت است که موسیقی فیلم چشمه را بهترین موسیقی آن سال ندانیم. البته مورد منسل فقط با آکادمی اسکار نیست بلکه او برنده جایزه گرمی و یا گلدن گلوب هم نشدهاست.
برای مجموعه بهترینهای کلینت منسل سعی شده تا مشهورترین آثار او در دو مجموعه ۱۵ آهنگی گنجانده شوند، آثار برجستهای از فیلمهایی همچون مرثیهای بر یک رؤیا، ماه، قوی سیاه، سریال سنیونیپرو و بازی مس افکت ۳ در مجموعهها موجودند. از آلبوم موسیقی فیلم چشمه، اثر فوق العاده و شنیدنی کلینت منسل هم هیچ گونه نمیشد گذشت و به همین دلیل کل آلبوم موسیقی این فیلم به صورت جداگانه و البته به عنوان بخشی از بهترینهای این آهنگساز در دسترس شما قرار گرفتهاند، چون با نهایت وسواس نهایتاً ممکن باشد یک یا دو قطعه از آلبوم محشر را آن هم به سلیقه شخصی کنار گذاشت. امیدوارم از بهترینهای کلینت منسل لذت ببرید و اگر اثری را از این مجموعهها جا مانده میبینید، به ما در بخش دیدگاههای این نوشته معرفی کنید.
مجموعه The Best of Eleni Karaindrou شامل ۳۲ اثر برتر النی کاریندرو
مجموعه اختصاصی The Best of Eleni Karaindrou – بهترین آهنگهای النی کاریندرو
النی کاریندرو (Eleni Karaindrou) آهنگساز برجسته یونانی متولد ۲۵ نوامبر ۱۹۴۱ در روستای تیچیو در فوکیس، یونان مرکزی است. او بیشتر برای ساختن موسیقی فیلمهای کارگردان یونانی، تئو آنگلوپولوس شناخته میشود. کارایندرو به همراه خانوادهاش در کودکی در سن هشت سالگی به آتن نقل مکان کرد و به آموختن پیانو و تئوری موسیقی در کنسرواتور (هنرستان عالی موسیقی) هِلِنیک مشغول شد. او در دانشگاه به تاریخ و باستانشناسی علاقه زیادی نشان داد. در دوران حکومت نظامی جونتا در یونان در طی سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ در پاریس زندگی کرد جایی که او در رشتههای موسیقیشناسی قومی (اتنوموزیکولوژی) و ارکستراسیون تحصیل کرد و به بداههنوازی با موسیقیدانهای جاز پرداخت. پس از آن شروع به ساختن آهنگهای محبوب و عامیانه کرد.
در سال ۱۹۷۴ به آتن بازگشت جایی که آزمایشگاهی برای سازهای سنتی با همکاری بخش موسیقیشناسی قومی کمپانی پخش تلویزیونی ملی یونان تاسیس کرد. او در سال ۱۹۷۶ با لیبل مستقل ایسیام (ECM) آشنا شد و از آزادی عملی که این لیبل به او پیشنهاد کرده بود استقبال کرد. این دورهای با بهره وری بالا برای او بود، در این دوره بود که با موسیقی برای تئاتر و سینما آشنا شد.
النی کارایندرو، از برترین آهنگسازان زن تاریخ سینما
اولین آلبوم ساندترک او در سال ۱۹۷۹ برای فیلم Periplanissi به کارگردانی کریستفوروس کریستوفیس منتشر شد. در سال ۱۹۸۲ کارایندرو برنده یک جایزه در جشنواره بینالمللی فیلم تسالونیکی شد و توسط تئو آنگلوپولوس که در رئیس هیئت ژوری آن جشنواره بود مورد توجه قرار گرفت. کاریندرو با این کارگردان یونانی در هشت فیلم آخرش طی سالهای ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۸ همکاری کرد. به طور کلی کاریندرو آهنگساز بسیار پرکاری است. تا سال ۲۰۰۸ او برای ۱۸ فیلم بلند، ۳۵ و ۱۱ سریال و فیلم تلویزیونی موسیقی ساختهبود.
از دیگر کارگردانانی که کاریندرو با آنها همکاری کردهاست میتوان به کریس مارکر، ژول داسن و مارگارته فون تروتا اشاره نمود. در سال ۱۹۹۲ او جایزه Premio Fellini award را دریافت نمود. دو قطعه از ساختههای این آهنگساز به نامهای “Elegy for Rosa” و “Refugee’s Theme” در فیلم بلاک باستر مد مکس: جاده خشم به کار رفتهاست. از جمله مهمترین آثار النی کارایندرو میتوان به موسیقی فیلمهای «سفر به سیترا»، «چشماندازی در مه»، «گام معلق لکلک»، «نگاه خیره اولیس»، «ابدیت و یک روز»، «علفزار گریان»، «زنبوردار» و «غبار زمان» اشاره نمود.
در این نوشته و در ادامه سری مطالب معرفی برترین آثار آهنگسازان برجسته جهان در موزیک گیک، به بهترین آثار النی کاریندرو میپردازیم. در این مجموعه سعی شده برترین و شناختهشدهترین آثار کاریندرو، آثار برجسته از موسیقی فیلمهای تئو آنگلوپولوس و آثاری که وی اغلب در کنسرتهایش اجرا میکند انتخاب شوند. مثل همیشه اگر جای اثری را در مجموعهها خالی میبینید حتماً آن را در بخش دیدگاههای این نوشته به ما معرفی کنید.
ادوارد گریگ (۱۵ ژوئن ۱۸۴۳ – ۴ سپتامبر ۱۹۰۷) آهنگساز و پیانیست مطرح نروژی است. او به عنوان یکی از برجستهترین آهنگسازان دوره رمانتیک شناخته میشود و موسیقی او بخشی از رپرتوار کلاسیک استاندارد جهانی است. استفاده و توسعهی موسیقی بومی نروژ توسط گریگ در آثارش، توجه جهانی به موسیقی نروژ جلب نمود و همچنین به توسعه یک هویت ملی در کشورش (جنبش ناسیونالیسم یا ملیگرایی رمانتیک نروژی) کمک کرد، همان قدر که ژان سیبلیوس در فنلاند و بدریخ اسمتانا در بوهم (جمهوری چک) در جنبش ناسیونالیسم تاثیرگذار بودند.
ادوارد گریگ، از برجستهترین آهنگسازان دوره رمانتیک و از شخصیتهای تاثیرگذار جنبش ناسیونالیسم رمانتیک نروژی
ادوارد گریگ در شهر برگن در نروژ متولد شد. پدرش الکساندر گریگ، معاون کنسول بریتانیا در برگن و مادرش گِسینه هاگریپ، پیانیست حرفهای بود. گریگ در یک خانواده اهل موسیقی رشد کرد، مادرش اولین معلم پیانو او بود و از سن شش سالگی نواختن پیانو به او را آغاز کرد. در تابستان سال ۱۸۵۸ خانواده گریگ میزبان دوست خانوادگیشان اله بول (Ole Bull)، آهنگساز و نوازندهٔ برجسته ویولن اهل نروژ بودند، بل استعداد سرشاری در گریگ ۱۵ ساله دید و والدینش را ترغیب کرد تا او را به کنسرواتوار (هنرستان عالی موسیقی) لایپزیگ بفرستند که مدیریت بخش پیانو آن برعهدهی ایگناتس مشهلس، نوازنده پیانو و آهنگساز اهل بوهم بود. او در کنسرواتوار ثبت نام کرد و در آنجا نواختن پیانو و آهنگسازی را آموخت. کلارا شومان، نوازندهٔ پیانو، آهنگساز آلمانی، و همسر روبرت شومان، آهنگساز بزرگ موسیقی رمانتیک در کنسرواتوار لایپزیگ تدریس میکرد. کلارا شومان در کنسرواتوار کنسرتو پیانو شوهرش را مینواخت که بر روی گریگ تاثیر بسیاری گذاشت و آنجا بود که او به پیانو و آثار شومان علاقه بسیاری پیدا کرد.
مجسمه ادوارد گریگ در شهر برگن کشور نروژ
گریگ مشهورترین شخصیت شهر زادگاهش یعنی بِرگِن در نروژ است، مجسمههای زیادی از ادوارد گریگ در این شهر وجود دارند و چندین نهاد و اماکن فرهنگی برگن از جمله بزرگترین سالن کنسرت شهر (تالار گریگ)، برترین مدرسه موسیقیاش (آکادمی گریگ) و گروه کر حرفهایاش (کُر ادروارد گریگ) به نام او نامگذاری شدهاند. موزه ادوارد گریگ در خانه سابقهاش، ترولدهاوگن به میراث این آهنگساز بزرگ کشور نروژ اختصاص یافتهاست.
یکی از مشهورترین آثار ادوارد گریگ “پیر گینت” (Peer Gynt) اُپوس ۲۳ است که مجموعه موسیقی صحنه یا نمایشی برای نمایشنامهای به همین نام نوشتهی هنریک ایبسن است. گریگ در سالهای ۱۸۸۸ و ۱۸۹۱ هشت موومان را از این کار انتخاب کرد و از آنها دو سوییت چهارموومانه پدید آورد که عبارتند از: سوییت شمارهٔ ۱، اپوس ۴۶، و سوییت شمارهٔ ۲، اپوس ۵۵. برخی از این موومانها جز آثار برجسته موسیقی کلاسیک جهان هستد که به کرات آنها را میشنویم. یکی از مشهورترین آثار گریگ از این موومانها “Morning Mood” به معنای “حال و هوای صبح” یا “حال و هوای صبح در صحرا” (در می مینور) از سوییت شمارهٔ ۱، اپوس ۴۶ است که در این نوشته آن را میشنویم.
این شاهکار جاودانه گریگ دقیقاً به مانند حس زیبای صبح، دلانگیز و سحرآمیز است و هرگاه که آن را بشنویم حس مطبوع و زیبای یک طلوع طلایی را با خود به همراه دارد.
“حال و هوای صبح” برخلاف بسیاری از قطعات موسیقی کلاسیک، گیرا و سرراست است و زمانی که شنونده تنها چند ثانیه از آن را میشنود مطمئن است که موسیقی دارد فضایی زیبا را توصیف میکند. بدون شک این قطعه دارای یکی از زیباترین ملودیهای تاریخ موسیقی برای سازهای بادی است، ملودی فوق العاده و نوای فلوت و ابوا آغازین این شاهکار، جادویی و جاودانه است. نوای این سازهای بادی همچون لحظات آغازین صبح است که تاریکی کم کم دارد رخت میبندد، نسیم دلانگیز و خنک سحر میوزد، شبنم بر روی تمام زمین نشسته، هوا گرگ و میش است و پرتوهای روشن سرخرنگ در سطح افق میتابند. کم کم صبح پررنگتر میشود، نوای سازهای زهی به ما خبر میدهند که صبح دارد به اوج خودش میرسد و بالاخره خورشید طلایی در آسمان میدرخشد. این شاهکار جاودانه گریگ دقیقاً به مانند حس زیبای صبح، دلانگیز و سحرآمیز است و هرگاه که آن را بشنویم حس مطبوع و زیبای یک طلوع طلایی را با خود به همراه دارد.
نسخهای که در اینجا میشنویم یکی از بهترین ضبطهای آثار ادوارد گریگ از لیبل دویچه گرامافون با رهبری هربرت فون کارایان بزرگ و اجرای فوق العاده ارکستر فیلارمونیک برلین است، امیدوارم از این اثر زیبا و رویایی لذت ببرید.
در این پست به یکی دیگر از زیباترین آثار رائول دی بلاسیو که احتمالاً محبوبترین و مشهورترین اثر این آهنگساز و پیانیست مطرح آرژانتینی باشد گوش میکنیم. اثری فوقالعاده به نام Corazón de Niño یا “قلب کودک” که از آلبوم En Tiempo De Amor که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد میباشد. با توجه به عنوان این آهنگ احتمالاً حدس میزنید که با یک موسیقی پراحساس و دوستداشتنی طرف باشیم که حدس بسیار درستی است. «قلب کودک» اثری پر از احساس مثبت است، از آن دسته از آثاری که با شنیدن آن لبخند به لبتان میآید.
ملودی پیانوی این اثر یکی از احساسیترین و دلنشینترین ملودیهاییست تا حالا در یک موسیقی بیکلام شنیدهاید، نوای پیانوی دی بلاسیو در این آهنگ به مانند یک کودک خالص، زلال و شفاف است و لحظه به لحظه آهنگ را با پر از احساس و زیبایی میکند. همه چیز در این اثر فوق العاده است و آن صدای شبیه به جعبه موسیقی و اسباب بازی و صدای خنده کودک در آغاز و پایان این آهنگ آن را برای ما دوچندان لذتبخشتر و دوستداشتنیتر میکند. البته شاید این آهنگ برای شما نوستالژیک و آشنا باشو قبلاً آن را شنیده باشید چون زمانی در رادیو و تلویزیون ایران هم بسیار پخش میشد.
این آهنگ همانند عنوان خود زیبا، زلال، شفاف و سرشار از احساس و انرژی مثبت است، از آن آهنگهایی که لبخند به لبتان میآورد و حالتان را خوب میکند.
از همین آلبوم دی بلاسیو چندی پیش یکی دیگر از برترین آثار این هنرمند با عنوان Melissa را با شما به اشتراک گذاشتیم که امیدوارم آن آهنگ پیانوی زیبا را هم بشنوید و دوست داشته باشید.