آهنگ بیکلام Melissa از بهترینهای رائول دی بلاسیو
رائول دی بلاسیو (Raúl Di Blasio) (زاده ۱۴ نوامبر ۱۹۴۹) پیانیست برجستهی آرژانتینی است. او متولد شهر ساپالا، ، ایالت نئوکن کشور آرژانتین است، وی از سال ۶ سالگی علاقهی بسیار زیادی به پیانو نشان داد. پس از توصیه والدینش مبنی بر تحصیل او در موسیقی، شروع کرد تا پیانو را به صورت حرفهای دنبال کند. دی بلاسیو بیش از چهار سال پیانو را در کنار معلمانش تمرین کرد، چون از پس خرید یک پیانو بر نمیآند. یکی از معلمان او که بسیار الهامبخشِ دی بلاسیو بود، ببو سیلوتی پیانیست و آهنگساز مشهور آرژانتینی بود که در واقع سازنندهی بسیاری از آثار او است. قطعهی “Piano” که یکی از اولین قدمهای دی بلاسیو در حرفهاش بود ساختهی سیلوتی است. این شروع مسیر حرفهای او در موسیقی بود.
وی با توجه به درخواست والدینش برای داشتن تحصیلات دانشگاهی و مدرک موسیقی او قدم بعدی را برداشت و زادگاه خودش را به مقصد بوئنوس آیرس ترک کرد. جایی که در سن ۲۰ سالگی او روزانه بیش از ۱۲ ساعت روزانه تمرین میکرد. در سال ۱۹۷۸ او به شیلی رفت و نواختن موسیقی سنتی (بومی)، راک و همچنین کلاسیک را آغاز کرد. او شروع کرد به ساختن ملودیهای خودش و برای گذرندان زندگی در یک بار به عنوان نوازنده کار میکرد.
رائول دی بلاسیو نمونه یک انسان خودساخته و پرتلاش است که توانست با اراده و پشتکار خود همه سختیها و محدودیتها را کنار بزند و به آن چه که در زندگی میخواهد برسد. در نهایت او در سال ۱۹۸۳ توسط کمپانی ایمی شیلی اولین آلبوم خود را منتشر کرد. پس از آن یک تهیهکننده از کمپانی ضبط BCS-S شیلی با او قرارداد بست و دومین آلبوم او منتشر شد که شامل موسیقی آمریکای لاتین بود. دی بلاسیو تا کنون بیش از ۲۰ آلبوم رسمی منتشر کردهاست.
اولین اثری که از رائول دی بلاسیو در موزیک گیک میشنویم اثری بسیار زیبا و رمانتیک با نام Melissa است. این قطعه سومین ترک آلبوم En tiempo de Amor است که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد. اثری بسیار دلنشین و پراحساس که از تکرار آن خسته نخواهید شد. سفر به خاطرات و لحظات شیرین زندگی با مردی که برای پیانو متولد شدهاست.
مأموریت (The Mission) فیلمی بریتانیایی در ژانر درام دورهیتاریخی محصول ۱۹۸۶ به کارگردانی رولند جافه است. رابرت دنیرو، جرمی آیرونز و لیام نیسون از بازیگران این فیلم هستند. از خلاصه داستان این فیلم میگذرم و مستقیم میروم سراغ موسیقی شاهکار این فیلم که ساختهی انیو موریکونه بزرگ است.
موسیقی متن فیلم The Mission یکی از برترین آثار انیو موریکونه و همینطور تاریخ سینماست. انیو موریکونه برای موسیقی این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم سال شد اما متاسفانه در لیست رقیبان این شاهکار، فیلم موزیکال نزدیک نیمهشب (Round Midnight) بود که با توجه به ژانر و موضوع موسیقایی خود در نهایت موفق شد جایزه را از آن خود کند و این بدشانسی یکی از دلایلی است که موریکونه در زمان اوج خود که آثار ارزشمند و جاودانی میساخت موفق به کسب این جایزه نشد. اما موریکونه جایزه گلدن گلوب و بفتا بهترین موسیقی فیلم را برای این فیلم کسب کرد.
این اثر موریکونه توسط بنیاد فیلم آمریکا یا اِیافآی در فهرست ۱۰۰ سال موسیقی متن، به عنوان بیست و سومین موسیقی برتر تاریخ سینما انتخاب شده است. اُبوای گابریل یا Gabriels Oboe از موسیقی متن این فیلم یکی از برترین آثار انیو موریکه و شاهکارهای جاودان موسیقی فیلم است و در این نوشته میخواهم به این شاهکار موریکونه بزرگ بپردازم.
وقتی موریکونه باشید، این جوایز هستند که به شما نیاز دارند نه شما به آنها!
این قطعه به شکل عجیبی زیبا آغاز میشود و در ادامه از زیبایی آن کاسته که نمیشود هیچ، میرود و میرود و میرسد به کمال. این کار از هر کسی بر نمیآید باید حتماً یک نابغه و استاد موسیقی باشد. این جادوی واقعی موسیقی است که قلب و روح آدمی را پاک میکند و ما را میبرد به دورترین جای خیال، عمیقترین ژرفای وجودمان و بالاترین ارتفاعی که روح میرود. حتی اگر اُبوای گابریل را اتفاقی هم بشنوم، حداقل مدت زمانی که آن را گوش میکنم یک ساعت است، یادم میآید که شده از ظهر تا غروب هم به آن گوش کنم. نمیدانم چند بار این قطعه را گوش دادهام ولی یک چیز را میدانم آن هم این که به اندازه کافی به آن گوش نکردهام.
اُبوا سازی بادی چوبی یا از مواد مصنوعی است که از طریق ساز قرون وسطلایی شاوم (Shawm) بعد از جنگهای صلیبی به اروپا آورده شدهاست و ریشه در ساز ساز بادی باستانی ایرانی سُرنا دارد. موتزارت، باخ و ریچارد اشتراوس از آهنگسازانی هستند که برای این ساز کنسرتو نوشتهاند، نواختن اُبوا از دیگر سازهای بادی دیگر مانند فلوت و کلارینت دشوارتر است و مهارت زیادی نیاز دارد. اُبوای گابریل به احتمال زیاد محبوبترین و مشهورترین آهنگ این ساز باشد، این قطعه بارها توسط هنرمندانی دیگر نظیر سارا برایتمن، یو-یو ما، هولی گورنیک، راسل واتسون و خیلی بیشتر مجدداً ضبط و منتشر شدهاست. سارا برایتمن خواننده خوشصدا و برجسته از موریکونه خواهش کرد تا اجازه دهد برای آهنگ خود “Nella Fantasia” شعر را بر روی این موسیقی قرار دهد. این اثر محبوب توسط خود موریکونه بارها برای ارکستر تنظیم و اجرا شدهاست.
در ادامه سکانس فوق العاده این آهنگ را در فیلم، اجرای زنده این آهنگ با رهبری خود انیو موریکونه و همچنین اجرای گوشنواز هنریک گلدشمیت از این قطعه را تماشا میکنیم. پیش از این یک قطعه از برترین آثار موریکونه به نام Il colore dei suoi occhi از موسیقی فیلم La disubbidienza را در موزیک گیک معرفی کردیم، با ما همراه باشید تا شاهکارهای موریکونه را با هم مرور کنیم و برای کمک به ما بگویید که کدام اثر این آهنگساز برای شما بهترین است؟
سکانس فوق العاده فیلم مأموریت با موسیقی شاهکار موریکونه
اجرای قطعه فوق العاده Gabriel’s Oboe به رهبری انیو موریکونه
آهنگ The John Dunbar Theme اثری ماندگار از جان بری
رقصنده با گرگها یا با گرگها میرقصد (Dances with Wolves) فیلمی حماسی وسترن به نویسندگی و کارگردانی کوین کاستنر محصول سال ۱۹۹۰ آمریکا است. این فیلم بر اساس رمانی با همین نام نوشتهی مایکل بلیک است که داستان سربازی در ارتش اتحادیه آمریکا در دهه ۱۸۶۰ میلادی را بیان میکند.
موسیقی متن بسیار زیبا و ماندگار فیلم Dances with Wolves اثری از جان بری آهنگساز برجستهی سینما است. جان بری برای موسیقی فیلم موفق به کسب جایزهٔ اسکار بهترین موسیقی فیلم سال و جایزهٔ گرمی برای بهترین موسیقی متن فیلم برای رسانههای تصویری شد. موسیقی فیلم رقصنده با گرگها همچنین نامزد دریافت بهترین موسیقی فیلم سال در جشنوارههای گلدن گلوب و بفتا بودهاست.
موسیقی این فیلم یکی از بهترین کارهای جان بری است و قطعهی The John Dunbar Theme از موسیقی فیلم رقصنده با گرگهابدون شک یکی از زیباترین تمهای تاریخ سینماست. یک شاهکار خالص، شگفتانگیز و پر از احساس که معنای واقعی موسیقی است، اثری که با همهی عواطف، احساسات و عشقی که با خود به همراه دارد، به مخاطب اجازهی فکر کردن را نمیدهد و خیلی سریع ذهن و روان آدمی را فتح میکند. این اثر جان بری تکرار نشدنی است و یکی از زیباترین آهنگهایی است که میتوانید در تمام عمرتان بشنوید.
به خاطر این همه شاهکار ممنونیم آقای جان بری!
در آلبوم این فیلم دو نسخه از موسیقی وجود داشت که یکی نسخهی آلبوم و دیگری نسخهی درون فیلم بود، برای این که چیزی از این قطعه را از دست ندهیم هر دو نسخه آن برای دانلود قرار گرفتهاست. حتماً باید یک به یک همهی شاهکارهای جان بری را به دقت گوش کنیم و هیج کدام را از دست ندهیم. از موسیقی فوق العاده جیمز باند تا رقصنده با گرگها. اثری قبلی که از این آهنگساز بزرگ معرفی کردیم موسیقی تم فیلم خارج از آفریقا بود. در ادامه بیشتر به جان بری و آثار فوق العادهاش میپردازیم. بهترین اثر جان بری از نظر شما چیست؟ آن را به ما در دیدگاهها معرفی کنید.
ژرژ دلرو (Georges Delerue) (زاده ۱۲ مارس ۱۹۲۵ – درگذشت ۲۰ مارس ۱۹۹۲) آهنگساز برجستهی فرانسوی بود. وی بین سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۹۲ میلادی فعالیت میکرده و برای بیش از ۳۵۰ فیلم و مجموعه تلویزیونی موسیقی ساختهاست. دلرو جوایز مهمی برای ساختن موسیقی فیلم کسب کرده که شامل یک جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم سال برای فیلم A Little Romance محصول ۱۹۸۰، سه جایزه سزار (۱۹۷۹, ۱۹۸۰, ۱۹۸۱)، دو جایزه انجمن آهنگسازان، پدیدآوران و ناشران آمریکا (۱۹۸۸, ۱۹۹۰) و یک جایزه جمینای میشوند.
روزنامهی فرانسوی فیگارو به دلرو لقب “موتسارت سینما” دادهاست. او اولین آهنگسازیست که موفق شده سه سال متوالی برندهی جایزه سزار (جایزه سینمایی ملی فرانسه) شود. او همچنین موفق به کسب نشان عالی هنر و ادبیات از وزارت فرهنگ کشور فرانسه شدهاست.
تحقیر یا Contempt (به فرانسوی: Le Mépris) یک فیلم موج نو، درامِ فرانسوی-ایتالیایی به کارگردانی و نویسندگی ژان-لوک گدار و با بازی بریژیت باردو محصول سال ۱۹۶۳ است. این فیلم بر اساس رمانی ایتالیایی به نام Il disprezzo (شبحی در نیمروز) نوشتهی آلبرتو موراویا ساخته شدهاست. موسیقی متن این فیلم (نسخه فرانسه-آمریکا) ساختهی ژرژ دلرو است.
طعهی بسیار زیبای Camille از موسیقی متن فیلم Le Mépris یکی از زیباترین و مشهورترین آثار ژرژ دلرو است. برای توصیف این قطعه باید یک صفت کافی باشد! آن هم زیبا است. یکی از آن شاهکارهای ناب و خالص دههی شصت میلادی که میتوان در موسیقی فیلمهای ایتالیایی و فرانسوی پیدا کرد. اثری که جز ماندگارترین آثار موسیقی فیلم و سینماست و اگر احیاناً به آن دوره، حال و هوا و فیلمهایش علاقه دارید لذت گوش دادن به آن برای شما دو چندان خواهد شد. شاید هم شما این آهنگ فوق العاده را با فیلم مشهور کازینو محصول ۱۹۹۵ ساختهی مارتین اسکورسیزی بشناسید که به عنوان تم پایانی آن فیلم استفاده شدهبود. در کنار زیبایی فراوان، این قطعه غمی از خاطرات و گذشته را با خود به همراه دارد که باعث میشود هیچ وقت نتوانم آن را فراموش کنم و هر وقت بخواهم سراغ موسیقی غمگین بروم همیشه به یاد این شاهکار ماندگار ژرژ دلرو، یکی از بهترین آهنگسازان فرانسوی موسیقی فیلم میافتم.
موسیقی فیلمهای فرانسوی و ایتالیایی پر از شاهکار و آثار جاودان است، در موزیک گیک سعی میکنیم تک تک آنها را تا جای ممکن پیدا کنیم و با شما به اشتراک بگذاریم ولی در این امر شما هم میتوانید کمک بزرگ و ارزشمندی باشید، در بخش دیدگاههای همین قطعه نام موسیقی محبوبتان از فیلمهای قدیمی ایتالیایی و فرانسوی (اروپایی) ذکر کنید تا شاید آهنگهای بعدی ما در موزیک گیک باشند.
مأموریت: غیرممکن ۲ (Mission: Impossible 2) / یک فیلم جاسوسی اکشن محصول ایالات متحده به کارگردانی جان وو و با بازی تام کروز است. این فیلم دومین فیلم سری فیلمهای مأموریت: غیرممکن میباشد. مأموریت: غیرممکن ۲ در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و با بودجهی ۱۲۵ میلیون دلاری خود توانست ۵۴۶.۴ میلیون دلار بفروشد. داستان فیلم از این قرار است که مأمور اتان هانت (تام کروز) باید ویروسی ناشناخته به همراه پادزهرش را تحویل بگیرد اما در حین تحویل سارقی با گریم خود را به شکل اتان هانت در میآورد و ویروس را میدزد، حالا اتان هانت باید قبل از پخش ویروس آن را از چنگ ربایندگان درآورد.
موسیقی متن فیلم توسط هانس زیمر و با همکاری لیسا جرارد خواننده و موسیقیدان استرالیایی ساخته شدهاست. لیسا جرارد در موسیقی موفق و ماندگار فیلم گلادیاتور در همان سال ۲۰۰۰، با هانس زیمر همکاری کرده بود که برای موسیقی گلادیاتور آنها موفق به کسب جایزه گلدن گلوب بهترین موسیقی فیلم شدند. شاید همکاری این دو هنرمند را بیشتر با موسیقی فیلم گلادیاتور بیاورید که لیسا جرارد با صدای کنترالتو خود حسابی غوغا کرد، ترانهی مشهور آن فیلم به نام “اکنون ما آزاد هستیم” یکی از ترانههای جاودان سینماست و حتماً بعداً به موسیقی گلادیاتور هم خواهیم پرداخت.
به جر ترانهی فیلم گلادیاتور در آن سال، یکی از بهترین آثار هانس زیمر با همکاری لیسا با نام از موسیقی متن فیلم مأموریت: غیرممکن ۲ با نام Injection منتشر شد. این قطعه یکی از زیباترین آثار حماسی هانس زیمر است، فقط باید چشم خود را ببندید و به این شاهکار شنیدنی و باشکوه گوش کنید و با آن به دنیای دیگر پرواز کنید. این آهنگ در مهیجترین و حماسیترین لحظات فیلم استفاده شده و اگر آن را همراه با خود فیلم بشونید متوجه نبوغ هانس زیمر میشوید که چطور موسیقی هانس زیمر احساسات شما را برمیانگیزد و یکی از بهترین (از نظر خوذم بهترین) قسمتهای کلی سری فیلمهای مأموریت: غیرممکن را خلق میکند.
توضیحات بیشتری که در مورد این آهنگ بدهم این است که شاید با شنیدن آن کمی یاد موسیقی فیلم گلادیاتور بیفتید که با توجه به تقریباً یکی بودن زمان ساخت موسیقی این دو فیلم چیز زیاد عجیبی نیست، صدای فوق العاده لیسا جرارد و آن صدای گیتار در اواخر دقیقه سوم آهنگ بخشی است که من را به یاد موسیقی گلادیاتور میاندازد. نکتهی دیگر این است لیسا جرارد اکثر آثار خود را با زبانی که خودش در ۱۲ سالگی ساخته میخواند که به گفتهی او معنایی ندارد و راهی برای سخن گفتن با خداست. همین قطعه و “اکنون ما آزاد هستیم” از گلادیاتور نیز به همین زبان هستند. امیدوارم در آینده آثار بیشتری از همکاری فوق العاده این دو هنرمند بشنویم.
اثر قبلی که از هانس زیمر در موزیک گیک قرار گرفت قطعهی شاهکار Time از موسیقی متن فیلم Inception بود که اگر تا حالا آن را نشنیدهاید به هیچ عنوان از دست ندهید چرا که به احتمال زیاد بهترین اثر هانس زیمر در طول فعالیتاش تا به اینجاست. با همراهی شما شاهکارهای هانس زیمر را در موزیک گیک مرور میکنیم، آثار قبلی از اینجا قابل دسترسی خواهند بود.
کریستوف بک (Christophe Beck) (زادهٔ ۱۹۶۸/۱۹۶۹) آهنگساز موسیقی فیلم و تلویزیون کانادایی است. او برادر پیانیستِ شناختهشده چیلی گانزالز (جیسون چارلز بک) است. از مشهورترین عناوینی که بک برای آنها موسیقی ساخته میتوان به دروغگوی چاق گنده، لباس رسمی، تازه ازدواجکرده، عروسی آمریکایی و بدون پارو، گارفیلد ۲ و دیوانهوار، احمقانه، عاشقانه اشاره کرد. به عنوان اولین اثر به از این آهنگساز در موزیک گیک به موسیقی فیلم کوتاه مرد کاغذی از کریستوف بک گوش میکنیم.
مرد کاغذی (Paperman) یک فیلم انیمیشن کوتاه سیاه و سفید، رمانتیک کمدی محصول ۲۰۱۲ استودیوهای پویانمایی والتدیزنی، به کارگردانی جان کارز است. سبک ساخت این فیلم ترکیبی از پویانمایی کلاسیک و پویانمایی رایانهای است. مرد کاغذی موفق به کسب جایزهی اسکار بهترین انیمیشن کوتاه در سال ۲۰۱۲ شد و همینطور جایزهی انجمن بینالمللی فیلمهای انیمیشن آمریکا (آنی) را نیز از آن خود کرد. با این انیمیشن کوتاه بعد ۴۹ سال والت دیزنی توانست دوباره جایزهی اسکار بهترین انیمیشن کوتاه را کسب کند.
داستان این انیمیشن از این قرار است که در دههی چهل میلادی در نیویورک یک حسابدار جوان به نام جورج در ایستگاه قطار منتظر آمدن قطار است، با رسیدن قطار تندبادی ایجاد میشود و در همین حین دختری به نام مگ که به دنبال برگهای از پوشهی خودش است که در هوا سرگردان است از کنار جورج عبور میکند و به نظرم ادامهی این داستان برای خلاصهی یک انیمیشن کوتاه زیادی و موجب اسپویل است.
موسیقی بسیار زیبای مرد کاغذی ساختهی کریستوف بک است، از موسیقی متن انیمیشن Paperman یک سینگل (تکآهنگ) با نام خود انیمیشن منتشر شد. موسیقی مرد کاغذی بسیار زیباست، احساسی که این قطعه به شما منتقل میکند عشق، شور و امید است و دقیقاً داستان این فیلم کوتاه را روایت میکند. اگر حال و هوای خوبی نداشتید، حتماً به این آهنگ شیرین و دوستداشتنی گوش کنید، شاید این پنج دقیقهی شنیدنی و زیبا حال شما را بهتر کند.
جورجو مورودر (Giorgio Moroder) خواننده، ترانهنویس، دیجی و تهیهکنندهی موسیقی ایتالیایی است. مورودر از پیشگامان ایتالو دیسکو و موسیقی رقص الکترونیک است و “پدر دیسکو” نامیده میشود. کار مورودر با سینثسایزرها در دهههای ۷۰ و ۸۰ تأثیر عمیقی بر سبکهای موج نو، هاوس، تکنو، و به طور کلّی موسیقی الکترونیک گذاشت و به همین جهت او یکی از تاثیرگذارترین افراد در موسیقی الکترونیک است. جورجو موردور همچنین به خاطر همکاریاش با دونا سامر در مدّت عصر دیسکو شناخته میشود، وی برندهی چهار جایزهی معتبر گرمی است.
قطار سریعالسیر نیمهشب (Midnight Express) فیلمی درام به کارگردانی آلن پارکر محصول ۱۹۷۸ است. موسیقی این فیلم اولین تجربهی جورجو مورودر در آهنگسازی موسیقی فیلم است که برای او جایزهی اسکار بهترین موسیقی فیلم را به همراه داشت. Chase یک قطعهی بیکلام در ژانر دیسکو موسیقی الکترونیک از آلبوم موسیقی فیلم قطار سریعالسیر نیمهشب و یکی از مشهورترین آثار جورجو مورودر است. ایدهی این قطعه از آن جا شکل گرفت که آلن پارکر کارگردان فیلم صریحاً از مورودر یک موسیقی با استایل آهنگ “I Feel Love” که مورودر برای دونا سامر ساخته بود، برای این فیلم خواسته بود.
“تعقیب” یکی از آثار جاودانهی موسیقی الکترونیک و موسیقی فیلم است که نقش عمدهای هم در کسب جایزهی اسکار برای مورودر داشت. از این اثر در رادیو و تلویزیون ملی ایران به خصوص در برنامهها و نماهنگهای ورزشی زیاد استفاده شدهاست و بعید است که شما آن را قبلاً نشنیده باشید. امیدوارم از شنیدن این موسیقی زیبا لذت ببرید و اگر موسیقی الکترونیک مشهوری از ساندترک فیلمها یا آثار دیگر جورجو مورودر به یاد دارید، حتماً در بخش دیدگاهها آن را عنوان کنید.
جری گُلدسمیت (Jerry Goldsmith) (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۲۹ – درگذشتهٔ ۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۴) آهنگساز موسیقی فیلم و رهبر ارکستر برجستهی آمریکایی است. گلدسمیت برندهی ۱ جایزهی اسکار (برای موسیقی فیلم The Omen یا طالع نحس) و ۵ جایزهٔ اِمی است، وی به عنوان یکی از مهمترین آهنگسازان موسیقی فیلم در فرن بیستم شناخته میشود. از جمله آثار گُلدسمیت میتوان به موسیقی فیلمهای مشهوری نظیر پاپیون، محلهی چینیها، طالع نحس، محرمانه لس آنجلس، پیشتازان فضا و بیگانه اشاره کرد. در این نوشته به یکی از برترین و ماندگارترین آثار این آهنگساز از موسیقی فیلم پاپیون میپردازیم.
پاپیون (Papillon) فیلمی درام، جنایی و بیوگرافی به کارگردانی فرانکلین جی. شافنر محصول سال ۱۹۷۳ (فرانسه و ایالات متحده آمریکا) است. این فیلم بر اساس رمانی با همین نام، نوشتهی آنری شاریر ساخته شده است و استیو مککوئین و داستین هافمن از ستارگان فیلم هستند. در مورد خلاصه داستان این فیلم توضیح نمیدهم چون به نظرم نیازی نیست و به احتمال زیاد شما این شاهکار سینما را دیده باشید و اگر هم که ندیدهاید حتماً آن را در لیست تماشای خود بگذارید. (فقط توجه داشته که اشتباهاً بازسازی مجدد این فیلم در سال ۲۰۱۷ را به جای نسخه اصلی این فیلم نبینید.)
آهنگسازی و رهبری موسیقی فوق العاده موسیقی فیلم پاپیون را جری گلدسمیت برعهده داشتهاست. ضبط موسیقی در شهر رم ایتالیا انجام شده و این چهارمین همکاری از هفت همکاری جری گلدسمیت و فرانکلین جی. شافنر است، از این همکاریها گلدسمیت برای سه فیلم سیاره میمونها، پاتن و همین فیلم پاپیون نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم سال شدهاست. با هم به موسیقی تم مشهور فیلم پاپیون گوش میکنیم که به احتمال زیاد آن را شنیده باشید. اثری که باید در هر لیستی از بهترینهای موسیقی فیلم تاریخ باشد. با داستانی فرانسوی روبهرو هستیم و گلدسمیت به خوبی برای ساخت موسیقی این فیلم از سازهای فرانسوی استفاده کردهاست. مگر میشود کسی این ترکیب تکرارناپذیر آکاردئون، فرنچ هورنها (کر) و سازهای زهی را دوست نداشته باشد؟ Theme From Papillon بیشک یکی از شاهکارهای جاودان موسیقی است.
به یکی از مشهورترین آثار تمام تاریخ موسیقی گوش میکنیم، اثری که مطمئناً آن را دستِکم یک بار شنیدهاید. کارمینا بورانا (Carmina Burana) شاهکار موسیقی کلاسیک آوازی جهان مشهورترین اثر کارل اُرف (Carl Orff) (زادهٔ ۱۰ ژوئیهٔ ۱۸۹۵ – درگذشتهٔ ۲۹ مارس ۱۹۸۲) آهنگساز آلمانی است. کارمینا بورانا بر اساس مجموعۀ ۲۴ شعر از قرون وسطا (اشعار کارمینا بورانا) که در سال ۱۸۰۳ در ایالت «باواریا» آلمان پیدا شد ساخته شدهاست. نسخۀ اصلی ۱۱۹ صفحه داشته و گویا توسط سه شاعر مختلف سروده شدهاست، مجموعهای که شش قصل داشته و فصل اول آن که مربوط به سرودهای مذهبی بوده گم شدهاست و شامل موضوعات دنیوی زیادی میشود. ساختار کارمینا بورانا از ۵ بخش بزرگ تشکیل شده که مجموعاً دارای ۲۵ موومان است.
او فورتونا (O Fortuna) بخشی از اشعار کارمینا بورانا میباشد که یک شعر گولیاردی به زبان لاتین قرون وسطا است که در قرن سیزدهم سروده شدهاست. او فورتانا شکایتنامهای از شانس و تقدیر و فورتانا الهه ثروت و نیکبختی، و تجسم خوشبختی و شانس و اقبال روم باستان است. این شعر در سالهای ۱۹۳۵ و ۱۹۳۶ در کانتاتای کارمینا بورانا کارل اورف به عنوان شعر آغازین و پایانی به کار رفت. از زمان ساخت تا به امروز این اثر از بارها اجرا شدهاست و در آثار سینمایی، تلویزیونی و مالتیمدیا به وفور مورد استفاده قرار گرفتهاست. او فورتونا به احتمال زیاد پرشنوندهترین قطعه موسیقی کلاسیک تاریخ است.
کارل اُرف
بیشتر ما O Fortuna Carmina Burana را خیلی شنیدهایم و خیلی از افرادی که این اثر را شنیدهاند حتی نام آن را هم نمیدانند، در طول چهار سال گذشته در درخواستهایی که در “موسیقی برتر” از من میشد، شمار زیادی از آنها شامل همین او فورتونا کارمینا بورانا میشد. زمانی که برای اولین بار او فورتونا را میشنوید محال است که از یاد شما برود، مطمئناً عظمت و شکوه این اثر به همراه بخشی از ریتم آن در خاطر شما برای همیشه خواهد ماند. همچنین میتوانیم این اثر را یکی از تاثیرگذارترین آثار موسیقی تاریخ بدانیم، او فورتونا به حدی تاثیرگذار هست که در بسیاری از محتوای ایدئولوژیک چندرسانهای و مستندهای تاریخی از آن استفاده میشود به طوریکه خیلی از ما آن را با تصاویری از جنگهای جهانی و دیکتاتورهایی نظیر هیتر و استالین به یاد میآوریم. او فورتونا جز قطعاتی است که در زندگی حتماً باید شنید، گلایهای شکوهمند از بخت و اقبال انسان در زندگی در این بیکرانِ هستی.
در این نوشته دو اجرای فوق العاده و برتر از این قطعه از لیبل دویچه گرامافون را برای شما آماده کردهام که اولی از اجرای ارکستر سمفونی شیکاگو با رهبری جیمز لواین و دومی اجرای ارکستر دویچه اپرا برلین است.
متن ترانه به لاتین:
O Fortuna Velut luna Statu variabilis Semper crescis Aut decrescis; Vita detestabilis Nunc obdurat Et tunc curat Ludo mentis aciem, Egestatem, Potestatem Dissolvit ut glaciem. Sors immanis Et inanis, Rota tu volubilis Status malus, Vana salus Semper dissolubilis, Obumbrata Et velata Michi quoque niteris; Nunc per ludum Dorsum nudum Fero tui sceleris. Sors salutis Et virtutis Michi nunc contraria, est affectus et defectus semper in angaria. Hac in hora Sine mora Corde pulsum tangite; Quod per sortem Sternit fortem, Mecum omnes plangite!
ترجمه ترانه به انگلیسی:
O Fortune, like the moon you are changeable, ever waxing, ever waning, hateful life first oppresses and then soothes as fancy takes it; poverty and power it melts them like ice fate – monstrous and empty, you whirling wheel, you are malevolent, well-being is vain and always fades to nothing, shadowed and veiled you plague me too; now through the game I bring my bare back to your villainy fate is against me in health and virtue, driven on and weighted down, always enslaved. so at this hour without delay pluck the vibrating strings; since Fate strikes down the strong man, everyone weep with me!
ترجمه ترانه به فارسی:
ای بخت همانند ماه دگرگون میشوی، همواره در حال کامل شدنی یا هلال باریک شدن؛ زندگی نفرتانگیز نخست ستم میکند سپس تسکین میدهد برای اینکه با ذهن بازی کند، تنگدستی، و قدرت مانند یخ آب میشود.
سرنوشت دیوسرشت و توخالی، تو ای چرخ گردون، بدنهاد هستی، آسایش بیمعنیست و همیشه محو میشود، در سایه و حجاب به من سرایت میکنی؛ اکنون از روی سرخوشی پشت برهنهٔ خود را به پیشگاه پلید تو خم میکنم.
در تندرستی و معنویت اکنون علیه من هستی، همیشه اول میدهی سپس بازپس میگیری مانند یک برده. در این ساعت بیدرنگ ساز زهی خود را برمیدارم؛ زیرا که سرنوشت نیرومند را به زمین میزند، همه با من اشک بریزید!
آهنگ بیکلام Heyat Davam Edir اثری از حسین عبداللهیف
برای معرفی این قطعه در ابتدا لازم است که نکتهای را راجع به آن روشن کنیم. اثری که در ادامه میشنوید را شاید بارها و بارها در رادیو و تلویزیون ملی ایران (برنامه آنسوی نیمکت، شبکه ورزش برای مثال)، در کلیپها و یا به عنوان زنگ موبایل افراد زیادی شنیده باشید که اغلب به نام آهنگ “Good Times” از ونگلیس آهنگساز مشهور یونانی شناخته میشود، این در حالی است که کافیست تا این نام را به عنوان یکی از ساختههای ونگلیس در گوگل جستجو کنید تا به هیچ نتیجهای نرسید.
البته سبک و استایل این اثر هم اصلاً به ساختههای ونگلیس شبیه نیست. مثل اینکه ما ایرانیها عادت داریم، آهنگهای بسیار زیبایی را که میشنویم و نمیشناسیم را سریع به آهنگسازان بزرگ ربط بدهیم. قبلاً برای شما گفتم که قطعهی آلفا اثر ونگلیس را در ایران در گذشته به عنوان اثری از بتهوون هم میشناختند.
اثر بسیار زیبا و دلنشینی که میشنویم Heyat Davam Edir نام دارد که ساختهی آهنگساز آذربایجانی حسین عبداللهیف (Hüseyn Abdullayev) است. در این مورد کاملاً مطمئن هستم چون آذربایجانیها در دیدگاههای ویدئوی این آهنگ در یوتیوب که بیش از چهار میلیون بازدید هم دارد حسابی به این هنرمند کشورشان افتخار کردهاند. با جستجوی اسم این آهنگساز به نتیجهی دقیقی نرسیدم و نتوانستم اطلاعات بیشتری تهیه کنم، اگر شما اطلاعاتی خوبی از این هنرمند دارید خیلی خوب میشود آن را با من به اشتراک بگذارید تا به این نوشته اضافه کنم. ترجمهی نام این آهنگ به فارسی فکر کنم “زندگی ادامه دارد” باشد که در این مورد هم اگر ترجمه بهتری دارید اطلاع دهید تا آن را اصلاح کنم.
این قطعه جز یکی از زیباترین و لطیفترین آثاریست که تا به حال شنیدم که با آن پیانوی جادوییاش به خوبی به دل مینشیند و در ذهن میماند و شما را به یاد اوقات و خاطرات خوبی که در زندگی داشتهاید میاندازد، شاید عنوان “Good Times” برای آن چندان بد هم نباشد! این اثر را میتوان بارها و بارها شنید و از آن لذت برد بدون اینکه ذرهای از آن خسته شد!