پیانو برای آرامش شامل ۲۰ قطعۀ بیکلام مدرن کلاسیک پیانو برای ذهنی آرام
مناسب برای کسب آرامش درونی و تمرکز عمیق، استرسزدایی و آرامکردن ذهن و بدن
دانلود تکی و یکجا به همراه پخش آنلاین | فرمت MP3 320kbps و FLAC 16-bit
بر اساس تحقیقات انجامشده رابطۀ نزدیکی بین موسیقی کلاسیک و تنآرامی (ریلکسیشن) وجود دارد. گوشدادن به موسیقی کلاسیک گذشته از بهبود روحیه و خلقوخو و کسب آرامش، مزایای زیادی برای افراد در تمام سنین از نوزادان تا کهنسالان دارد. بهبود خواب، کاهش استرس، تقویت حافظه، کاهش فشار خون و هوش هیجانی بیشتر از جمله این مزایا هستند. شنیدن به موسیقی کلاسیک میتواند همه یا بخشی از این مزایا و یا حتی تأثیرات مفید بیشتری نیز برای شما به همراه داشته باشد، اما وقتی صحبت از ریلکسیشن میکنیم بسیار مهم است که موسیقی کلاسیک مناسبی را انتخاب کنید.
برای مثال شنیدن موسیقیهای کلاسیک بسیار بلند که متکی بر سازهای بادی برنجی هستند نمیتوانند انتخاب خوبی برای شما باشند. طیف وسیعی از موسیقی کلاسیک وجود دارد و علاوه بر این یک سری تحقیقات و اخبار در برههای در دهۀ ۹۰ میلادی موجب شد که توجهات به طور خاص به موسیقی معطوف شود ولی حقیقت این است که هر موسیقی کلاسیک مناسبی میتواند تأثیرات مثبتی برای شما داشته باشد.
موسیقی مدرن کلاسیک یا کلاسیک معاصر اخیراً محبوبیت بسیاری در میان شنوندگان پیدا کرده و کمکم تبدیل به یک سبک موسیقی مستقل شدهاست. در این سبک از ساختارهای پیچیده موسیقایی اجتناب شده و برخی ویژگیهای موسیقیِ مدرنِ مینیمال همچون هارمونیهای ثابت، پالسهای یکنواخت، تغییر فرم آهسته و تدریجی را با خود دارد و از همه مهمتر پیانو که بازیگر اصلی آن است. به طور مشخص موسیقی مدرن کلاسیک سادهتر است و درک آن به اندازۀ موسیقی کلاسیک دشوار نیست. تمامی این عوامل دستبهدست هم میدهند تا این موسیقی برای رسیدن به آرامش و ریلکسیشن انتخاب مناسبی باشد. در این مجموعه ۲۰ قطعۀ بیکلام مدرن کلاسیک پیانو را انتخاب کردهایم که میتوانند برای رسیدن به آرامش و ذهنی آرام شما را یاری کنند.
۷۰ اثر برتر آهنگساز همهفنحریف هالیوود در مجموعۀ کامل بهترینهای جیمز نیوتن هاوارد
برندۀ جایزۀ گرمی و دو جایزۀ اِمی و نامزد هشت جایزۀ اسکار
دانلود تکی و یکجا به همراه پخش آنلاین در سایت موزیک گیک – کیفیت 320kbps
جیمز نیوتن هاوارد (زادۀ ۹ژوئن۱۹۵۱) آهنگساز، رهبر ارکستر و تهیهکنندۀ موسیقی اهل آمریکا است. او برای بیش از ۱۰۰ فیلم موسیقی ساخته و برندۀ جوایز معتبر گِرَمی و اِمی و همچنین هشت بار نامزد دریافت جایزۀ اسکار شدهاست. زن زیبا (۱۹۹۰)، فراری (۱۹۹۳)، هرجومرج فضایی (۱۹۹۶)، کینگ کونگ (۲۰۰۵)، شوالیه تاریکی (۲۰۰۸) و جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها (۲۰۱۶) از جمله فیلمهایی هستند که جیمز نیوتن هاوارد آهنگسازی آنها را برعهده داشتهاست. او همکاری گستردهای با کارگردانان، ام. نایت شیامالان و فرانسیس لارنس داشته و شش فیلم از فیلمهای شیامالان را از زمان فیلم حس ششم (۱۹۹۹) و تمامی فیلمهای لارنس را از زمان فیلم من افسانه هستم (۲۰۰۷) که شامل مجموعه فیلمهای بازیهای گرسنگی هم میشود را آهنگسازی کردهاست.
او در شهر لس آنجلس و در یک خانوادۀ اهل موسیقی متولد شد. مادربزرگش کنسرتمایستر و نوازندۀ ویولن ارکستر سمفونیک پیتسبرگ در دهۀ ۳۰ و ۴۰ میلادی بود. او یادگیری موسیقی را از کودکی و با فراگیری پیانوی کلاسیک در چهارسالگی آغاز کرد. پس از گذراندن دورۀ مدرسه به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی رفت و در دانشکدۀ موسیقی در رشتۀ نوازندگی پیانو تحصیل کرد ولی بعد از ۶ هفته از دانشگاه انصراف داد چون «میخواست کارهای دیگری به جز تمرین پیانو انجام دهد.»
پس از ترک دانشگاه به عضویت یک گروه موسیقی به نام Mama Lion درآمد. بعد از آن به عنوان نوازنده با هنرمندانی چون دایانا راس، رینگو استار و هری نیلسون کار کرد. وی اوضاعش در اوایل دهۀ هفتاد را خوب توصیف نمیکند اما فرصت بزرگ او در سال ۱۹۷۵ رقم خورد، زمانی که مدیر برنامههایش یک تست گزینش با التون جان برای او ترتیب داد. هاوارد به گروه التون جان پیوست و به عنوان نوازندۀ کیبورد در تورها و اجراها در بازۀ زمانی اواخر دهۀ هفتاد و اواخر دهۀ هشتاد شرکت کرد. در این مدت به عنوان تنظیمکنندۀ سازهای زهی در چند آهنگ و همچنین نوازندۀ کیبورد و سینثسایزر در چند آلبوم با التون جان همکاری کرد. در طی دهۀ هشتاد او همکاری خود را با التون جان و گروههایی نظیر توتو و کرازبی، استیلز، نش اند یانگ ادامه داد. در همین دوران بود که به کاوش در مورد تاریخچۀ خانوادۀاش پرداخت و بیستوپنج سال پس از مرگ پدرش متوجه شد که پدرش یهودی بوده، او بعداً پیرو فرقۀ بازسازیخواه یهودیت شد.
با آهنگسازی برای ژانرهای مختلف فیلم اعم از درام، اکشن، طنز، انیمیشن تا دلهرهآور و ترسناک و از آهنگسازی برای فیلمهای کوچک و مستقل تا بلاکباسترهای بزرگ هالیوودی، جیمز نیوتن هاوارد ثابت کرده که آهنگسازی همهفنحریف است. خلق موسیقیهای احساسی، بهکارگیری و تنظیم سازهای زهی و همچنین ساختن تمهای پیانوی اثرگذار از ویژگیهای بارز این آهنگساز پُرکار و موفق هستند.
اولین کار موسیقیِ فیلم مطرح جیمز نیوتن هاوارد فیلم بسیار موفق زن زیبا (۱۹۹۰) بود و وی اولین جایزه گرمی خود را برای موسیقی فیلم شاهزادۀ جزرومَد (۱۹۹۱) به کارگردانی باربارا استرایسند برنده شد. او در طول دهۀ ۹۰ برای طیف متنوعی از ژانرها از جمله اکشن، رمانتیک-کمدی و تریلر و همچنین فیلمهای مستقل تا بلاکباسترهای بزرگ هالیوود موسیقی ساخت و توانست تواناییهایش را به خوبی در این حرفه به اثبات برساند. برای همکاری در ساخت ترانۀ فیلمهای جونیور (۱۹۹۴) و یک روز خوب (۱۹۹۶) دو نامزدی جایزۀ اسکار بهترین ترانه را کسب کرد. علاوه بر پرکار بودن در موسیقی فیلم او در تلویزیون هم فعال بود و با ساخت موسیقی تم سریال محبوب و موفقِ «بخش فوریتهای پزشکی» یا «ایآر» موفق به کسب اولین جایزۀ اِمی خود شد. هاوارد تم سریالهای سنتینل و عبور از گیدئون را ساخت که برای دومی موفق به کسب یک جایزه اِمی شد.
از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۰ موسیقی هفت فیلمِ ام. نایت شیامالان کارگردان مطرح هالیوود ساخت که از این فیلمها موسیقی فیلمهای روستا (۲۰۰۴) و بانوی در آب (۲۰۰۶) جز برترین آثار کارنامۀ هنری جیمز نیوتن هاوارد به شمار میروند. پس از اینکه برای ساخت موسیقی بلاکباستر بزرگِ پیتر جکسون، کینگ کونگ، جایگزین هاوارد شور شد، برای این ساختهاش اولین نامزدیِ گلدن گلوب خود را کسب کرد. او برای موسیقی فیلم مایکل کلیتون (۲۰۰۷) نامزد دریافت جایزه اسکار شد. به دنبال آن با موسیقی فیلم دعوت به جنگ (۲۰۰۸) به کارگردانی ادوارد زوئیک برای هشتمین بار برای جایزۀ اسکار بهترین موسیقی فیلم نامزد شد. او با هانس زیمر در ساخت موسیقی فیلم «بتمن آغاز میکند» و دنبالۀ رکوردشکن آن فیلم «شوالیۀ تاریکی» همکاری کرد. در دهۀ اخیر موسیقی سری فیلمهای بازیهای گرسنگی، شبگرد (۲۰۱۴)، مالفیسنت (۲۰۱۴) و اسپینآف سری فیلمهای هری پاتر یعنی فیلم جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها (۲۰۱۶) و دنبالۀ آن جانوران شگفتانگیز: جنایات گریندلوالد (۲۰۱۸) را آهنگسازی کرده است. تکآهنگِ «درختِ دار» از فیلم بازیهای گرسنگی: زاغ مقلد – بخش ۱ (۲۰۱۴) ساختۀ جیمز نیوتن هاوارد با صدای جنیفر لاورنس موفق شد تا به رتبۀ ۱۲ جدول ۱۰۰ تکآهنگ داغ بیلبورد برسد.
در ادامۀ مجموعههای اختصاصی بهترین آثار آهنگسازان مطرح در موزیک گیک، در این پُست به بهترینهای جیمز نیوتن هاوارد گوش میکنیم. مهارت فوقالعاده در خلق موسیقیهای احساسی و بهکارگیری و تنظیم سازهای زهی و همچنین ساختن تمهای پیانو اثرگذار از مهمترین ویژگیهای جیمز نیوتن هاوارد هستند. در این مجموعه سعی شده تا برترین قطعات از مطرحترین و ماندگارترین آثار موسیقی فیلم این آهنگساز را گزینش کنیم که امیدوارم از شنیدن آنها لذت ببرید.
لو-فای (Lo-Fi) چیست؟ | دانلود مجموعه اختصاصی موسیقی لو فای
پلیلیست ۵۰تایی اختصاصی لو-فای / لو فای هیپ-هاپ مناسب برای اوقات روزمره، مطالعه، تمرکز و کسب آرامش
کیفیت اصلی 320kbps – دانلود تکی و یکجا – پخش آنلاین
چه میشد اگر روزمرگیهای ما موسیقی متن داشتند؟ زندگی واقعی مثل یک فیلم نیست که در بیشتر لحظات آن همهٔ عواطف و احساسات در اوج باشند و همهٔ تصمیمهای سرنوشتساز و کارهای مهم در یک بازهٔ زمانی کوتاه انجام شوند. ما بیشتر عمر خودمان که بیداریم را مشغول انجام کارهای روزمره نظیر کار کردن، مطالعهکردن، استراحت، کارهای موردعلاقهٔمان و یا درگیر سرگرمیهای مدرن امروزی هستیم. زندگی پر از فرازونشیب است و هیچوقت مثل یک فیلم هیجانانگیز و کامل نیست. بهخاطرِ همین اگر قرار بود زندگی روزانهٔ ما موسیقی متن داشته باشد بعید بود نیازی به موسیقیهایی بینقص (حتی از نظر فنی) یا شاهکارهای موسیقی باشد که ما را با خود به دنیای دیگری ببرند و مملو از زیبایی و اثرگذاری باشند. پس بهتر است شما را با سبکی از موسیقی به نام لو-فای آشنا کنم که برای زندگی روزانه ساخته شده و از بسیاری جهات با آن مطابقت دارد و اخیراً حسابی بین شنوندگان در سراسر دنیا محبوب شدهاست.
اگر اوقات روزمره ما قرار بود موسیقی متن داشته باشند مسلماً یک قطعۀ اُپرا، سمفونی یا یک موسیقی احساسی برای آن مناسب نبود. شنیدن یک ترانه یا موسیقی بیکلام درگیرکننده بعد از مدتی خستهکننده میشد و اینجاست دقیقاً موسیقی لو-فای وارد صحنه میشود.
لو-فای (Lo-Fi) مخفف Low Fidelity به معنای وفاداری کم است. در اینجا منظور از وفاداری، وفادار ماندن به کیفیت اصلی صدای تولیدشده یا اصطلاحاً وفاداری به اصل میباشد. لو-فای در این تعریف در مقابل های-فای (Hi-Fi) قرار میگیرد که در آن حداکثر وفاداری به اصلِ صدای تولیدشده مدنظر است. لو-فای در حقیقت یک نوع کیفیت ضبط است. در آثار لو-فای هنرمندان به عمد نقایصی به کار میبرند که معمولاً در ضبط استاندارد از آنها اجتناب میشود اما در Lo-Fi به عنوان یک عنصر زیبایی حضور دارند و بخشی از تجربۀ شنیداری تلقی میشوند.
راههای مختلفی برای تبدیل یک صدا به لو-فای یا ساخت آن وجود دارد برای مثال لو-فای را میتوان با ضبط با کیفیت پایین، میکروفون نویزدار و یا ضبط بر روی دستگاه نویزدار ساخت و البته ایجاد لو-فای میتواند به صورت دیجیتال باشد برای نمونه میتوان به تبدیل فرمت و استفاده از فرمتهای با کیفیت پایین اشاره کرد. نتیجۀ همۀ این روشها یک چیز است، آن هم کاهش کیفیت صدای تولیدشده است. ریشۀ اصلی این کار به دهۀ ۸۰ برمیگردد که تولیدکنندگان موسیقی با تجهیزات ارزانقیمت و در استودیوهای خانگی اقدام به تولید موسیقی میکردند. لوفای از مدتها پیش در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی وجود داشته و استانداردهای آن به مرور زمان تکامل یافتهاست ولی در آن زمان به عنوان چیزی که امروزه تعریف میشود شناخته نمیشدهاست.
به طور خلاصه لو-فای (Lo-Fi) مخفف Low Fidelity به معنای وفاداریِ کم به اصل (اصلِ صدای تولیدشده) است. نتیجۀ آن کاهش کیفیت صدا یا موسیقی و نواقصی عمدی در ضبط است که به عنوان یک عنصر زیبایی و بخشی از تجربۀ شنیداری در اثر نهایی قرار میگیرند.
لوفای مشخصات خاص خود را دارد و به کمک آنها میتوان این سبک را شناخت. یک از نکات مهمی که باید دربارۀ Lo-Fi بدانید این است که فراسَبکی یا فراژانری است میتوان آن را با سبکهای مختلف موسیقی از رپ گرفته تا جاز و هیپهاپ و… به کار گرفت. تقریباً اکثر آثار لو-فای بیکلام هستند و شما در آن ترانه و یا متنی نمیشنوید. داونتمپو و ضرب کُند (تمپوی پایین) یکی از بارزترین ویژگیهای لو-فای و خصوصاً لو-فای هیپ هاپ است.
ویژگی دیگر موسیقی Lo-Fi استفاده از تعداد سازهای کم در یک اثرِ این سبک است، اغلب سازهای سبک جاز نظیر پیانو و درام را میتوان در آثار لو-فای شنید. استفاده از اصوات محیطی یا دیالوگها و وکالها یکی دیگر از مشخصههای مهم لو-فای است که به منظور تأثیرگذاری هرچه بیشتر در آثار به کار میروند. استفاده از دیالوگهایی از فیلمها و سریالها، وکالها، تکهای از سخنرانیهای انگیزشی یا یک آهنگ و نظیر اینها در موسیقی لو-فای بسیار رایج است. در مورد اصوات محیطی هم تا دلتان بخواهد تنوع وجود دارد. صداهای محیطی نظیر صدای باد و باران، صدای جیرجیرکها در شب، بازی کودکان یا صحبتکردن در دوردست، خندیدن، صدای تایپکردن یا نوشتن و مچالهکردن کاغذ، صدای برفک تلویزیون یا امواج رادیو، صدای ترافیک و عبور خودروها یا قطار و یا صدای جمعیت و همهمه چیزهایی هستند که به احتمال زیاد شما در آثار لوفای میشنوید.
ریشۀ اصلی ساخت لو-فای تقریباً به دهۀ ۸۰ برمیگردد که تولیدکنندگان موسیقی با تجهیزات ارزانقیمت و در استودیوهای خانگی اقدام به تولید موسیقی میکردند. لو-فای را میتوان با استفاده از روشهای مختلفی نظیر استفاده از تجهیزات نویزدار یا بهصورت دیجیتالی با استفاده از فرمتهای با کیفیت پایین ساخت. البته امروزه هنرمندان لو-فای را با کمک نرمافزارهای بهروز و تجهیزات پیشرفته و نهچندان ارزان قیمت میسازند. کیفیت پایین یا نواقصی که در موسیقی لو-فای وجود دارد احتمالاً یکی از دلایلی است که شنونده با گوشدادن به این سبک احساس نوستالژی به او دست میدهد.
برای مدتزمان زیادی هنرمندان در تلاش بودند تا از لو-فای به شکل اثرگذاری استفاده کنند و به نظر میرسد که تلاش آنها بالاخره نتیجه دادهاست. امروزه بیشترین کاربرد لو-فای در کنار سبک هیپ هاپ است که موجی از محبوبیت آن یوتیوب و شبکههای اجتماعی را فراگرفته است و سَبکی به نام لوفای هیپ هاپ را ساختهاست. حتماً با خود میگویید چرا موسیقی هیپ هاپ؟ هیپ هاپ از اوایل آغازش در دهۀ ۷۰ میلادی تابهکنون تکامل زیادی پیدا کرده و با سبکهای بسیاری درآمیخته و تأثیرگذاری زیادی روی موسیقی جهان و بهخصوص موسیقی آمریکا داشتهاست. اگر از حدود دهۀ ۹۰ میلادی و پس از آن را تا به امروز زیر ذرهبین قرار دهیم میبینیم که پیوسته هیپ هاپ یکی از محبوبترین سبکهای موسیقی بوده و احتمالاً بیشترین حضور را در جایگاههای بالای جداول موسیقی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم داشتهاست. هیپهاپ امروزه به ضربآهنگ جوامع مدرن و در حال توسعه تبدیل شده و تقریباً همهجا حضور دارد و میتوانیم بهراحتی تأثیر آن را در موسیقی عامیانه و رایج سراسر جهان حس کنیم. البته شاید امروزه واژۀ هیپهاپ شما را به یاد هیاهوی رپرهای مدرن در کلوبهای شبانه و آهنگهای تجاری پرزرقوبرق بیندازد ولی لوفای وجهۀ دیگری از هیپهاپ را به ما نشان میدهد که چگونه میتواند بسیار اثرگذار و مردمی باشد.
اکثر آثار لوفای بیکلام و داونتمپو یا کُندضرب هستند که این دو مشخصه به مناسببودن لو-فای برای کسب تمرکز و آرامش و بهبود عملکرد حافظه میانجامد. همچنین استفاده از اصوات محیطی و دیالوگها برای اثرگذاری بیشتر در موسیقی لوفای امری رایج است. لو-فای به دلیل اینکه شنونده را غرق در موسیقی نمیکند و به صورت غیرمستقیم بر شنونده تأثیر میگذارد برای مطالعه و انجام کارهای روزمره یا پخش در یک کافه و مکان عمومی بسیار مناسب است.
اما چرا موسیقی لو-فای اینقدر محبوب شده و چرا شنوندگان از شنیدن آن لذت میبرند و اغلب این سبک برای کسب آرامش و تمرکز پیشنهاد میشود؟ میدانیم که اصولاً موسیقی بیکلام نسبت موسیقی باکلام (وکال) انتخاب بهتری برای تمرکز کردن و آرامش است، همینطور موسیقی با تمپوی پایین (ضرب کُند) نسبت به موسیقی با تمپوی بالا هم در مواردی که مثل افزایش تمرکز، کسب آرامش و یا بهبود کارکرد حافظه برتری دارد. این دو مشخصه هر دو در موسیقی لو-فای وجود دارند و دلیل اصلی آرامشبخش بودن این سبک موسیقی هستند. اگر شما بخواهید موسیقی گوش کنید و به دنبال مود خاصی باشید حتماً به سراغ ترانه و آهنگ موردعلاقۀ خودتان میروید ولی آیا میتوانید همیشه چند ساعت به آن گوش کنید؟ طبیعتاً خیر چون تکرار مداوم ریتم و متن آهنگ برای شما خستهکننده خواهد بود. یک ویژگی مثبت لو-فای این است که در آن از فرازونشیب آنچنانی خبری نیست و ریتم موسیقی لزوماً به سمت خاصی نمیرود و قرار نیست توجه شما را جلب کند تا به مرور زمان برای شما خستهکننده شود یا درگیرتان کند. بسیاری از مردم زمانی که به Lo-Fi گوش میکنند احساس نوستالژی به آنها دست میدهد، مسئلهای که هنوز پاسخ دقیقی برای آن وجود ندارد. لو-فای اینگونه عمل میکند که انگار مغز شما خاطرهای را به یاد میآورد که اصلاً وجود نداشته و در همین حال به شما احساس آیندهای را میدهد که هنوز به وقوع نپیوسته است.
مهمترین ویژگی که در مورد لو-فای وجود دارد این است که یادآورِ زمان حال میباشد. بیت با ضربآهنگ کندی پیش میرود و تداعیکنندۀ لحظات و ثانیههای عمر ماست و همین است که باعث خو گرفتن ما با این سبک میشود.
اما برسیم به مهمترین نکتهای که از نظر من در مورد موسیقی Lo-Fi وجود دارد. لو-فای بیش از همهچیز برای شنونده یادآور زمانِ حال است. دلیل اینکه شنوندگانِ آن با هر سنی، با هر سلیقۀ موسیقی و از هر جای دنیا از آن میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند هم احتمالاً همین حس است. اگر به آثار هنری و تصاویر متحرکی که معمولاً برای آثار یا میکسهای لو-فای انتخاب میشوند توجه کنید میبینید که همگی به یک چیز اشاره دارند و آن گذرِ زمان است. گربهای که به آرامی زیر نور آفتاب و وزش نسیم ملایم بهاری خوابیده، شخصی که درون یک کافه نشسته و قهوهاش هنوز گرم است و بخار میکند یا منظرۀ شبانۀ یک شهر و درخشش چراغها و عبور ترافیک در دوردست و تصاویری از این دسته که همه یک چیز را به ما یادآوری میکنند آن هم بودن در لحظه است. بیت با ضربآهنگ کندی پیش میرود و تداعیکنندۀ لحظات و ثانیههای عمر ماست و همین است که باعث خو گرفتن ما با این سبک میشود. لو-فای دقیقاً مثل بودن در یک اتاق زیبا، دنج و دوستداشتنی است که در آن از هیاهوی دنیا دور هستیم، کارهای موردعلاقۀ خودمان را انجام میدهیم، از پنجرۀ آن به بیرون نگاه میکنیم حرکت ابرها، بارش باران و برف، وزش باد، تکان خوردن درختان، جنبوجوش محیطِ بیرون را میبینیم و در اعماق وجودمان احساس رضایت و دلگرمی خاصی داریم که جایمان امن است.
در این نوشته پلیلیستی شامل ۵۰ قطعۀ لو-فای/لوفای هیپ هاپ آماده شده که تقریباً همۀ قطعات آن در لیست پرشنوندهترین آثار این سبک در سایتهای استریم موسیقی و یوتیوب وجود دارند. باز هم مثل همیشه پیشنهاد میکنم برای اثرگذاری بهتر از ولوم پایین و پخش به صورت محیطی و پسزمینه از این پلیلیست استفاده کنید. اگر این مجموعه برای شما مفید واقع شد یا نظری در مورد موسیقی لوفای داشتید حتماً دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
پیانو برای آرامش شامل ۲۰ موسیقی منتخب کلاسیک معاصر برای رسیدن به آرامش، تمرکز و کاهش استرس
دانلود تکی و یکجا به همراه پخش آنلاین با کیفیت 320kbps
اساساً افرادی که موسیقی در زندگی آنها جایی ندارد از یک موهبت بسیار بزرگ در زندگی خود محرومند. موسیقی را میتوان تأثیرگذارترین نوعِ هنر دانست که تأثیرات عمیقی بر بُعد روانی و بُعد جسمانی انسان میگذارد و در عین حال همیشه در دسترس ماست و بهراحتی میتوانیم از آن بهره ببریم. بسیاری از لحظاتِ زندگی که به ناراحتی به خستگی و یا کلافگی میگذرند را میتوان با موسیقی دگرگون کرد. هر نوع موسیقی میتواند تأثیر متفاوتی بر روی شما داشته باشد. موسیقی با ریتم آهسته باعث آرامشدن ذهن و آرامشبخشیدن به ماهیچهها میشود و این آرامش کلی در بدن تخلیه آسانتر تنشها و استرس میشود. به طور کلی موسیقی برای آرامش و مدیریت استرس بسیار مهم و مفید است.
در مطالب قبلی در بخش موسیقی آرامشبخش در سایت موزیک گیک به شما گفتیم که چه نوع موسیقیهایی و چگونه گوشدادن به آنها میتواند به رسیدن به آرامش، کسب تمرکز و کاهش استرش کمک کند. در این نوشته در سایت موسیقی برتر به ۲۰ قطعۀ منتخب پیانو مینیمال گوش میکنیم که آرامش خاصی را با خود به همراه دارند. این موسیقیهای احساسی با سادگی و ریتم آهستۀ خود میتوانند آرامش درونی را برای شما به ارمغان بیاورند. این موسیقیها را در محیطی ساکت یا از طریق هدفون (با صدای کمتر از متوسط و ترجیحاً کم) و زمانی که احساس میکنید به آرامش و تمرکز نیاز دارید گوش کنید. امیدوارم که از این آثار لذت ببرید و فراموش نکنید که دیدگاه خودتان را در مورد این مجموعه با همگان به اشتراک بگذارید.
دانلود مجموعه اختصاصی بهترینهای گوستاوو سانتائولایا
۳۵ آهنگ برتر گوستاوو سانتائولایا، سازنندۀ موسیقی فیلمهای بابل و کوهستان بروکبک در مجموعه بهترینهای گوستاوو سانتائولایا
برنده دو جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم و سازننده موسیقی بازی The Last of Us
دانلود تکی و یکجا به همراه پخش آنلاین در سایت موزیک گیک – کیفیت 320kbps
گوستاوو آلفردو سانتائولایا (زادۀ ۱۹آگوست۱۹۵۱) موسیقیدان، آهنگساز و تهیهکنندۀ موسیقی اهل آرژانتین است. او دو سال پیدرپی جایزۀ اسکار بهترین موسیقی فیلم را فیلمهای کوهستان بروکبک (۲۰۰۵) و بابل (۲۰۰۶) از آن خود کرد. او همینطور موسیقی بازیهای ویدئویی آخرین بازمانده از ما (۲۰۱۳) و آخرین بازمانده از ما قسمت دوم (۲۰۲۰) را ساخته است. سانتائولایا همواره در آثارش از یک ساز بومی آرژانتین با نام رونروکو (نوعی از ساز چارانگو) استفاده میکند که امضای هنری او است.
او در شهر ال پالومار در استان بوینس آیرس آرژانتین و در دوران جنگ کثیف در این کشور بزرگ شد. مسیر حرفهای سانتائولایا در موسیقی در سال ۱۹۶۷ شروع شد، زمانی که به عنوان همبنیانگذار، گروه موسیقی آرکو آیریس را تشکیل داد، یک گروه راک که پیشتاز تلفیق سبک راک و موسیقی بومی آمریکای لاتین که به عنوان راک آرژانتینی شناخته میشود بود.
دو جایزۀ اسکار برای آهنگسازی که خواندن و نوشتن نت موسیقی را بلد نیست، موسیقی در ذات اوست و نیازی به تئوری ندارد، او به زبان موسیقی صحبت میکند و دربارۀ احساسات صحبت میکند.
سانتائولایا کار بر روی موسیقی فیلم را از اواخر دهۀ ۹۰ میلادی با ساختن موسیقی فیلمهای عشق سگی، ۲۱ گرم و خاطرات موتورسیکلت آغاز کرد. موسیقی متن فیلم کوهستان بروکبک ساختۀ گوستاوو سانتائولایا در سال ۲۰۰۵ موفق به کسب جایزۀ اسکار بهترین موسیقی فیلم شد و ترانۀ A Love That Never Grow Old از این فیلم جایزۀ بهترین ترانه را کسب کرد. سال بعد نیز گوستاوو با موسیقی فیلم بابل موفق به کسب جایزۀ اسکار بهترین موسیقی فیلم شد، او دومین اسکارش به پدرش و وطنش آرژانتین تقدیم کرد. او یکی از موفقترین تهیهکنندگان موسیقی در آمریکای لاتین است که همواره آلبومهایش جوایز متعدد و معتبری از جمله گرمی لاتین را از آن خود کردهاند. گوستاوو سانتائولایا تاکنون ۲ جایزۀ اسکار، ۲ جایزۀ بفتا، ۱ جایزۀ گلدن گلوب، ۲ جایزۀ گرمی (به عنوان تهیهکننده) و ۱۲ جایزۀ گرمی لاتین (به عنوان تهیهکننده) را برنده شده است. در سال ۲۰۱۵ سانتائولایا به تالار مشاهیر ترانهسرایان لاتین راه یافت. اثر او برای موسیقی متن بازی اکشن-ماجراجویی آخرین بازمانده از ما در سال ۲۰۱۳ موجب تحسین منتقدان و با استقبال بازیبازان روبهرو شد. در سال ۲۰۲۰ او موسیقی دنبالۀ این بازی، آخرین بازمانده از ما قسمت دوم را ساخت.
سانتائولایا خواندن و نوشتن نت موسیقی را بلد نیست و از ارکستر برای ساختن موسیقی متن استفاده نمیکند، او میگوید: «خودم را به عنوان یک آهنگساز موسیقی فیلم نمیبینم، من خودم را بیشتر به عنوان هنرمندی میبینم که از اَشکال مختلف برای بیان خودش استفاده میکند و من این را دوست دارم».
او با همسرش، دخترش و پسرش در شهر لس آنجلس زندگی میکند. او همچنین یک دختر از رابطۀ قبلی خود دارد.
مجموعه بهترینهای جیمز هورنر شامل برترین آهنگهای جیمز هورنر آهنگساز موسیقی فیلمهای تایتانیک، شجاعدل و آواتار
۵ ساعت با بهترینهای جیمز هورنر
دانلود تکی و یکجا به همراه پخش آنلاین در سایت موزیک گیک – کیفیت 320kbps
جیمز روی هورنر در ۱۴ آگوست سال ۱۹۵۳ در شهر لس آنجلس در ایالات متحده آمریکا متولد شد. پدرش متولد بوهم در جمهوری چک امروزی بود که در سال ۱۹۳۵ به ایالات متحده مهاجرت کرد و به عنوان طراح صحنه و کارگردان هنری مشغول به کار بود، مادرش هم از یک خانوادۀ مطرح کانادایی بود. جیمز هورنر در سن ۵ سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد و همچنین ویولن مینواخت. وی در انگلستان بزرگ شد و برای آموختن و نواختن پیانو به کالج سلطنتی موسیقی لندن رفت. او در دهۀ ۷۰ به آمریکا نقلمکان کرد تا رشتۀ موسیقی تحصیل کند و مدرک لیسانس را از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بگیرد و سپس به سراغ فوقلیسانس موسیقی در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس رفت. پس از آن مشغول به آهنگسازی برای فیلمهای کوچک و مستقل در بنیاد فیلم آمریکا شد که یک قدم بسیار مهم برای او در حرفۀ موسیقی فیلم بود. وی همچنین به پرواز علاقۀ زیادی داشت و یک خلبان بسیار مشتاق و عاشق پرواز بود و صاحب چند هواپیمای کوچک بود.
انسانی دوستداشتنی با صیرتی زیبا و قلبی بزرگ و هنرمندی فوق العاده و بااحساس با استعدادی شگفتانگیز که متأسفانه دنیا خیلی زود او را از دست داد ولی آثار درخشان و موسیقی جادوییاش برای همیشه جاودانه است.
جیمز هورنر کار خود را دهۀ ۸۰ میلادی آغاز کرد و برای چندی از موفقترین فیلمهای هالیوودی آهنگسازی انجام داد. او یکی از پیشتازان تلفیق عناصر موسیقی الکترونیک مدرن با موسیقی ارکسترال سنتی بود که این کار را به نحو احسن در فیلمهایی نظیر پیشتازان فضا ۲: خشم خان، کرول، بریناستورم و وولفن در آن دوران انجام داد که نتیجۀ درخشانی بر موسیقی فیلم و بهخصوص موسیقی فیلمهای علمی-تخیلی گذاشت. کمی بعدتر جیمز هورنر با استفاده از تمهای موسیقی سلتیک در آثارش شناخته میشد که موسیقی فیلمهای تایتانیک و شجاعدل دو نمونۀ درخشان و ماندگار از این سَبکِ کاری جیمز هورنر در موسیقی فیلم هستند.
در زمانی که تقریباً دوران اوج موسیقی نیو ایج بهخصوص با تم سلتیک بود، استفادۀ هورنر از موسیقی سلتیک در برخی از مشهورترین آثارش نظیر شجاعدل و تایتانیک حسابی گُل کرد و با استقبال روبهرو شد. موسیقی شجاعدل بیشک یکی از زیباترین موسیقیهای تاریخ سینماست، معجونی شگرف از حماسه و احساس که آدم را به اوج زیبایی هنر موسیقی میبرد، شاهکاری ماندگار از جیمز هورنر.
در سال ۱۹۷۹ اولین فیلم بزرگش، «بانوی سرخپوش» را آهنگسازی کرد اما فیلمی که او را به عنوان یک آهنگساز موسیقی فیلم معرفی کرد، پیشتازان فضا: خشم خان بود. موسیقی فیلم تایتانیک ساختۀ جیمز هورنر، پرفروشترین موسیقی فیلم ارکسترال تاریخ است. او همچنین دومین فیلم پرفروش تاریخ سینما، آواتار را آهنگسازی کرده است. جیمز هورنر همکاریهای بسیاری با برخی از افراد برجسته صنعت فیلم داشت. او در چندین پروژه با کارگردانانی نظیر دان بلات، جیمز کامرون، جو جانستون، والتر هیل، ران هاوارد، فیل نیبلینگ سایمون ولز، تهیهکنندگانی نظیر جورج لوکاس، دیوید کرشنر، جان لاندو، برایان گریزر، استیون اسپیلبرگ و ترانهسرایانی نظیر ویل جنینگز، بری مان، سینثیا ویل همکاری داشته است.
اصلاً مگر کسی در این سیاره هست که تایتانیک را دیده باشد و بتواند موسیقی جادویی و جاودانهاش را با تم سلتیک بینظیرش فراموش کند. جیمز هورنر بخش بزرگی از موفقیت پروژۀ تایتانیک بود. ترانۀ شاهکار فیلم تایتانیک یعنی “قلبم ادامه خواهد داد” که جیمز هورنر هم ترانهاش رو نوشت و هم آن را آهنگسازی کرد با صدای بینظیر سلین دیون تاریخسازی کرد و رتبۀ اول همۀ چارتهای موسیقی دنیا را درنوردید و احتمالاً یکی از مشهورترین و محبوبترین ترانههای تاریخ موسیقی است.
در سال ۱۹۹۸ جیمز هورنر برندۀ دو جایزۀ اسکار برای موسیقی فیلم تایتانیک شد، که یکی جایزۀ بهترین موسیقی متن فیلم (دراماتیک) و دیگر بهترین ترانۀ اورجینال برای آهنگ My Heart Will Go On یا قلبم ادامه خواهد داد بود. هورنر ۸ بار دیگر هم نامزد دریافت جایزه اسکار شده است. او همچنین برندۀ دو جایزۀ گلدن گلوب، شش جایزۀ گرمی، سه جایزۀ سَتِلایت، سه جایزۀ ساتِرن و سه بار نامزد دریافت جایزۀ بفتا بود. در سال ۲۰۰۵ بنیاد فیلم آمریکا لیست بیست و پنج موسیقی متن برتر فیلمهای آمریکایی را منتشر کرد. ۵ اثر از جیمز هورنر در میان ۲۵۰ نامزد اولیه این لیست بودند و او تنها آهنگسازی بود که با پنج اثر در نامزدان اولیه در لیست نهایی حضور نداشت.
جیمز هورنر عاشق پرواز بود، وقتی که به رابطۀ این هنرمند و پرواز فکر میکنم احساس تلخوشیرینی به من دست میدهد، از طرفی او تمام عمر خود عاشق پرواز بود و احتمالاً پرواز یکی از مهمترین الهامبخشهای او در آثارش بوده و حتی در بین بسیاری از آثاری که او کار کرده میتواند ارتباطی با پرواز پیدا کرد اما قسمت تلخش این است که همین علاقه جانش را از او را گرفت.
متأسفانه در صبح روز دوشنبه ۲۲ ژوئن سال ۲۰۱۵ جیمز هورنر در حالی که با هواپیمای تکموتورۀ شورت توکانو خود بر فراز جنگل ملی لس پادرس در ایالت کالیفرنیا پرواز میکرد دچار سانحه شد و در سن ۶۱ سالگی درگذشت. پس از مرگ او بسیاری از آهنگسازان و همکاران او در سراسر جهان از جمله هانس زیمر، جان ویلیامز، پل ویلیامز، آلن منکن، ران هاوارد و جیمز کامرون به او ادای احترام کردند.
جیمز کامرون که در تایتانیک و آواتار با هونر همکاری داشت گفت: “او و جیمز هورنر بسیار برای پروژۀ بعدیشان (آواتار ۲) بسیار مشتاق بودند”. دستیار هورنر، سیلویا پاتریشیا پس از مرگ او در صفحۀ فیسبوک شخصیاش نوشت:”ما انسانی فوقالعاده با قلبی بزرگ و استعدادی باورنکردنی را از دست دادیم که در راه انجام کاری عاشقش بود درگذشت”. مشاهیر بسیاری از جمله راسل کرو، داین وارن، سلین دیون و… درگذشت جیمز هورنر را تسلیت گفتند. سلین دیون خوانندۀ مشهور فرانسوی که با شاهکار جاودانۀ «قلب من ادامه خواهد داد» جیمز هورنر در فیلم تایتانیک جهانی شد و به نوعی این ترانه امضای هنری او است در وبسایتش نوشت: “او و همسرش (رنه آنژلیل) از این حادثۀ غمانگیز برای دوستشان شوکه شدهاند و همیشه مهربانی و استعداد فراوان او را که مسیر حرفهای او (سلین دیون) را تغییر داد را به یاد خواهند داشت”. لیونا لوئیس، خواننده و ترانهسرای انگلیسی که جیمز هورنر با او در ترانۀ I See You یا میبینمت – موسیقی تم آواتار همکاری داشت گفت: “همکاری با او یکی از بزرگترین لحظات زندگیاش بوده است”.
دانلود تکی و یکجا + پخش آنلاین بهترینهای ساندترک سری فیلمهای هابیت و منتخب دیگر آثار
دانلود رایگان – کیفیت 320kbps
هاوارد لسلی شور (Howard Shore) (زادۀ ۱۸ اکتبر ۱۹۶۴) آهنگساز و رهبر ارکستر کانادایی است که بهخاطرِ آثار موسیقی فیلماش به خصوص موسیقی سهگانۀ ارباب حلقهها شناخته میشود. شور موسیقی بیش از ۹۰ فیلم سینمایی را ساخته که برجستهترین آنها موسیقی سری فیلمهای ارباب حلقهها و هابیت میباشد که موسیقی متن ارباب حلقهها در زمرۀ برترین آثار موسیقی موسیقی تاریخ سینما قرار دارند. هاوارد شور برای موسیقی ارباب حلقهها موفق به کسب ۳ جایزۀ آکادمی اسکار شد که یکی از آنها را برای بهترین ترانۀ سال برای ترانۀ Into the West از فیلم ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه بود که به طور مشترک با آنی لنکس خوانندۀ گروه دونفرهٔ یوریتمیکس و فرن والش ترانهسرای و تهیهکنندۀ این آهنگ دریافت کرد و دو جایزۀ دیگر نیز برای بهترین موسیقی متن بودند. او همچنین همکاری نزدیکی با کارگردان دیوید کراننبرگ دارد و از سال ۱۹۷۹ آهنگسازی همۀ فیلمهای این کارگردان به جز یک فیلم را برعهده داشته است.
ارباب حلقهها به احتمال زیاد بهترین سهگانۀ تاریخ سینما است و القابی نظیر ارباب فیلمها را به دوش میکشد و برای چنین تمجیدی نیاز است که همه چیز در کمال باشد. در کمال بودن موسیقی چنین سهگانۀ بزرگی به هیچ عنوان آسان نبود ولی هاوارد شور این کار را انجام داد و نشان داد که برای این کار زاده شده است.
هاوارد شور در تورنتو، انتاریو، کانادا متولد شد. او یک یهودی است. شور آموزش موسیقی را از سن ۸ تا ۹ سالگی آغاز کرد. او نواختن سازهای بسیاری را یاد گرفت و در سن ۱۳ یا ۱۴ سالگی نواختن در گروههای موسیقی را آغاز کرد. زمانی که ۱۳ ساله بود در کمپ تابستانی با لورن مایکلز، تهیهکنندۀ تلویزیون، نویسنده، بازیگر و کمدین کانادایی-آمریکایی که دو سال از او بزرگتر بود آشنا شد، آنها با یکدیگر بسیار صمیمی شدند و این رابطۀ دوستانه در آینده بر مسیر شغلی حرفهای هاوارد شور بسیار تأثیر گذاشت. در سن ۱۷ سالگی تصمیم گرفت برای ادامۀ مسیر زندگی خود به صورت حرفهای موسیقی را دنبال کند. او پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان فارست هیل به تحصیل موسیقی در کالج موسیقی بِرکلی در بوستون پرداخت.
دوستی صمیمانه هاوارد شور با لورن مایکلز بر مسیر حرفهای شور بسیار تأثیرگذار بود و البته شور هم نقش بسیار مهمی در پا گرفتن شوی محبوب Saturday Night Live داشت.
او کار خود را در سال ۱۹۷۰ با کارگردانی موسیقی یک برنامۀ تلویزیونی متعلق به لورن مایکلز و هارت پومرنتز به نام The Hart & Lorne Terrific Hour آغاز کرد. در سال ۱۹۷۴ ساخت موسیقی شوی شعبدهباز کانادایی، داگ هنینگ با نام Spellbound را عهدهدار بود. دقیقاً در نیمه دوم دهۀ هفتاد میلادی کارگردان موسیقی شوی کمدی شبکۀ NBC با عنوان پخش زنده شنبه شب (SNL)، ساخته شده توسط لورن مایکلز بود که این شو بعدها به یکی از موفقترین شوهای تلویزیونی آمریکا تبدیل شد و ساخت و پخش آن همچنان ادامه دارد.
اولین کار موسیقی فیلم هاوارد شور، یک فیلم در سبک تریلر (هیجانی) با بودجۀ پایین با عنوان I Miss You, Hugs and Kisses در سال ۱۹۷۸ بود که در سال ۱۹۷۹ با اولین پروژۀ بزرگ دیوید کراننبرگ به نام The Brood ادامه پیدا کرد. او در ادامه همۀ فیلمهای کراننبرگ به جز The Dead Zone محصول ۱۹۸۳ که ساخت موسیقی متن آن بر عهدۀ مایکل کامن بود را آهنگسازی کرد. اولین موسیقی فیلم هاوارد شور که کرانبرگ آن را کارگردانی نکرده بود، فیلم After Hours محصول ۱۹۸۵ به کارگردانی مارتین اسکورسیزی بود. در سال ۱۹۹۱، او موسیقی فیلم بسیار مورد توجه سکوت برهها (The Silence of the Lambs) با نقشآفرینی جودی فاستر و آنتونی هاپکینز و کارگردانی جاناتان دمی را ساخت که این فیلم سومین و تاکنون آخرین فیلمی بوده که پنج جایزۀ اصلی اسکار (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن) را برنده میشود و هاوارد شور تنها آهنگسازیست که موسیقیِ فیلمی با پنج جایزۀ اصلی اسکار را ساخته است.
موسیقی فوقالعاده ارباب حلقهها هاوارد شور را به قلۀ موسیقی فیلم برد و برای او ۳ جایزۀ اسکار، ۳ جایزۀ گلدن گلوب و ۴ جایزۀ گرمی به ارمغان آورد.
هاوارد شور مجموعاً آهنگسازی بیش از ۹۰ فیلم را در طول بیش از ۵ دهه فعالیت حرفهای خود انجام دادهاست. او همچنین آهنگسازی ۱۰ نمایش و سریال تلویزیونی و ۲ بازی ویدئویی را عهدهدار بوده است. هاوارد شور چهار بار نامزد جایزۀ اسکار شده که ۳ بار موفق شده این جایزه را از آن خود کند که دو تای آن جایزۀ بهترین موسیقی فیلم سال را برای فیلمهای ارباب حلقهها: یاران حلقه و ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه بود و یک جایزۀ بهترین ترانۀ سال را برای آهنگ “Into the West” یا به سوی غرب برای فیلم ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه دریافت کرد. او با موسیقی متن فیلم Hugo برای چهارمین بار نامزد جایزۀ اسکار شد. شور همچنین ۶ بار نامزد جایزۀ گلدن گلوب شده است و سه جایزۀ پیدرپی گلدن گلوبِ بهترین موسیقی فیلم و بهترین ترانه را برای موسیقی فیلم ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه، ترانۀ به سوی غرب از همین فیلم و موسیقی فیلم The Avaitor در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ دریافت کرد.
او پس از آلن منکن دومین آهنگسازیست که توانسته دو جایزۀ گلدن گلوب بهترین موسیقی فیلم را پشتسرهم ببرد. هاوارد شور همچنین ۳ جایزۀ پیدرپی گِرَمی را برای موسیقی سهگانۀ ارباب حلقهها از آن خود کرد و در سال ۲۰۰۳ برای ترانۀ “به سوی غرب” یک جایزۀ گرمی دیگر را دریافت کرد. او ۵ بار نامزد جایزۀ بفتا شده امّا هیچگاه موفق به کسب این جایزه نشده است. در ژوئن سال ۲۰۰۷ هاوارد شور مدرک دکتری افتخاری دانشگاه نیویورک را در تورنتو دریافت کرد.
شور با الیزابت کاتنویر، یک نویسنده، تهیهکننده و مستندساز ازدواج کرده است و دختری به نام می دارد. او عموی رایان شور آهنگساز موسیقی فیلم است. هاوارد شور از سال ۲۰۰۴ در تاکسیدو پارکِ نیویورک زندگی میکند.
داستان ارباب حلقهها و هابیتها داستان عجیبیست، آدم دلتنگ آدمهایی میشود که اصلاً تا حالا از نزدیک آنها را ملاقات نکرده است و دلتنگ جاهایی میشود که اصلاً تا به حال آنجا نبوده است.
ارباب حلقهها به احتمال زیاد بهترین سهگانۀ تاریخ سینما است و القابی نظیر ارباب فیلمها را به دوش میکشد و برای چنین تمجیدی نیاز است که همه چیز در کمال باشد. در کمال بودن موسیقی چنین سهگانۀ بزرگی به هیچ عنوان آسان نبود ولی هاوارد شور این کار را انجام داد و نشان داد که برای این کار زاده شده است. داستان ارباب حلقهها و هابیتها داستان عجیبیست، آدم دلتنگ آدمهایی میشود که اصلاً تا حالا از نزدیک آنها را ملاقات نکرده است، دلتنگ جاهایی میشود که اصلاً تا به حال آنجا نبوده است اما برای همیشه به مانند یک خاطرۀ اسرارآمیر در ذهنمان هستند و هر از گاهی دوست داریم بهشان سری بزنیم.
بخش بزرگی از همۀ این زیبایی و شگفتی را مدیون استادی به نام هاوارد شور هستیم، موسیقیهایی که فراموشنشدنی هستند و با جادوی آنها میتوانیم در چشمبرهمزدن به سرزمین میانه سفر کنیم، اصلاً مگر میشود تم زیبای شایر را بشنویم و به سرآغاز داستان بزرگمان پرتاب نشویم؟ در جنگلی سرسبز و چشمنواز زیر تنۀ درختی لم دادهایم و ناگهان صدای آواز خواندن و ارابهای از جاده میآید! بله او خودش است، جادوگری که هیچوقت دیر نمیکند. از شایر با تمامی زیباییهایش عبور میکنید و در روستا کودکانی که منتظر یک جادوگر پیر دوستداشتنی و آتشبازی همیشگیاش هستند ولی ای کاش همۀ ماجرا همین بود…
زمانی که شروع آمادهسازی بهترینهای هاوارد شور کردم اصلاً فکر نمیکردم که این کار اینقدر دشوار و سخت باشد. درستش این بود نسخۀ کامل موسیقی سهگانههای ارباب حلقهها و هابیت را با شما به اشتراک بگذارم و البته پیشنهاد میکنم این شش آلبوم و بهخصوص سه آلبوم کامل ارباب حلقهها را داشته باشید و مثل یک داستان صوتی گوش کنید چون به طور کامل روایتگر داستان یاران حلقه خواهد بود و در آنها همهچیز در اوج اعلا قرار دارد و بیدلیل نیست بسیاری موسیقی ارباب حلقهها را بهترین موسیقی متن تاریخ میدانند.
ناچاراً تصمیم گرفتم بعضی قطعات از موسیقی متن سهگانه ارباب حلقهها را در کنار بگذارم و کلاً از موسیقی سهگانههای ارباب حلقهها و هابیت حدوداً ۷۰ قطعه را انتخاب کنم، سعی شده تمامی آهنگهای مشهور و برتر موسیقی این فیلمها انتخاب شوند، علاوه بر این چند ملودی زیبا و آشنای موسیقی این مجموعه فیلمها که در بسیاری از قطعات موسیقی این سری شنیده میشوند هم به شکل پررنگی در مجموعه موجود باشند. به جز اینها، ترانههای مشهور، زیبا و جایزهبُردۀ این دو سهگانه چه آنهایی که هاوارد شور در ساخت آنها دست داشته و چه آنهایی که نداشته هم در مجموعه موجودند تا به نحوی علاوه بر بهترینهای هاوارد شور، بهترینهای موسیقی ارباب حلقهها و هابیت را یکجا داشته باشیم. با اینکه کارنامۀ هاوارد شور به طور کامل تحت تأثیر موسیقی ارباب حلقهها و هابیت قرار دارد به دیگر آثار مشهور او هم سری زدیم و فراموش نکردیم که هاوارد شور علاقۀ خاصی به سایکو دارد و در ساختن تمهای هیجانی هم بسیار خبره است. راستی در موزیک گیک سه اثر برتر هاوارد شور که در مجموعۀ بهترینهای هاوارد شور هم وجود دارند را به طور کامل در موزیک گیک معرفی کردیم که ترکهای Dreaming of Bag End و Billy’s Theme و Concerning Hobbits هستند که امیدوارم از خواندن آن مطالب هم لذت ببرید.
در پایان حمایت از سایت خودتان موزیک گیک را فراموش نکنید و به یاد داشته باشید که دیدگاهها و همراهی شما موجب دلگرمی و انرژیبخش بنده است.
۳۶ اثر زیبا و احساسی از بهترینهای توماس نیومن آهنگساز بزرگ موسیقی فیلم
دانلود تکی و یکجا با کیفیت 320 + پخش آنلاین
توماس مونتگومری نیومن (زاده ۲۰ اکتبر ۱۹۵۵) آهنگساز برجستهی موسیقی فیلم اهل آمریکا است. توماس نیومن در دوران حرفهای خودش که بیش از چهار دهه میباشد، آهنگسازی عناوین سینمایی مشهوری نظیر بازیگر، رستگاری در شاوشنک، مرد سیندرلایی، زیبایی آمریکایی، مسیر سبز، در اتاق خواب، فرشتگان در آمریکا، در جستجوی نمو، وال-ئی، اسکایفال و اسپکتر از سری فیلمهای جیمزباند و فیلم جنگی ۱۹۱۷ را برعهده داشتهاست.
نیومن تاکنون پانزده بار نامزد دریافت جایزه آکادمی اسکار شده ولی تاکنون موفق به دریافت این جایزه نشده است که از این لحاظ نام او با الکس نورث دیگر آهنگساز برجسته هالیوود با چهارده نامزدی بدون برنده شدن در این جوایز پیوند خورده است. نیومن همچنین نامزد دریافت چهار جایزه گلدن گلوب و برندهی دو جایزه بفتا، شش جایزه گرمی و یک جایزه اِمی شده است.
او فرزند آلفرد نیومن، آهنگساز، تنظیمکننده و رهبر ارکستر بزرگ موسیقی فیلم است. آلفرد نیومن برندهی نُه جایزه اسکار بهترین موسیقی متن و دارای ۴۵ نامزدی در این جوایز است. جالب است بدانید که خانواده نیومن کاملاً اهل موسیقی بوده و نیومنها با مجموعاً ۹۵ نامزدی در جوایز اسکار رکورددار بیشترین نامزدی اسکار در یک خانواده را دارند که همگی اینها در بخشهای بهترین موسیقی فیلم، بهترین تنظیم و بهترین ترانه بودهاند. برادرش دیوید نیومن، خواهرش ماریا نیومن، عموهایش لیونل نیومن و اِمیل نیومن و عموزادهاش رندی نیومن همگی اهل موسیقی میباشند.
توماس از یک خانواده کاملاً موسیقیایی است، پدرش آلفرد نیومن، آهنگساز بزرگ موسیقی فیلم با ۹ جایزه اسکار است. عمویش و پسرعمویش، رندی نیومن (سمت راست) هم اهل موسیقی هستند، رندی نیومن هم برنده یک جایزه اسکار است. برادر بزرگ توماس، دیوید نیومن هم آهنگساز موسیقی فیلم است. خانواده نیومنها با مجموعاً ۹۵ نامزدی در جوایز اسکار رکورددار بیشترین نامزدی اسکار در یک خانواده را دارند.
توماس نیومن در لس آنجلس، کالیفرنیا متولد شد. مادرش، مارتا لوییز مونتگومری او را در سنین کودکی هر آخر هفته به کلاس ویولن در شهر سن فرناندو ولی میبرد. نیومن بعداً برای دو سال در رشته آهنگسازی و ارکستراسیون در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی تحصیل کرد قبل از اینکه به دانشگاه ییل منتقل شود، جایی که مدرک لیسانس موسیقی خود را در سال ۱۹۷۷ و مدرک فوق لیسانس خود را در سال ۱۹۷۸ دریافت کرد. زمانی که در ییل بود با آهنگساز استیون سوندهایم آشنا شد که یک مربی زودهنگام برای او بود.
در ابتدا نیومن بیشتر به تئاترهای موزیکال علاقه بیشتری نسبت به موسیقی فیلم نشان داد و با سوندهایم در اجراهای برادوی کار میکرد. لیونل نیومن که جانشین آلفرد نیومن به عنوان مدیر موسیقی استودیو قرن بیستم بود، اولین فرصت را با واگذارندن آهنگسازی یک قسمت از فصل اول سریال The Paper Chase در سال ۱۹۷۹ در اختیار توماس نیومن گذاشت. در سال ۱۹۸۳ جان ویلیامز که از دوستان آلفرد نیومن و لیونل نیومن بود برای کار بر روی ارکستراسیون صحنه مرگ دارث ویدر در فیلم “بازگشت جدای” از توماس نیومن دعوت به عمل آورد. نیومن با تهیهکننده اسکات رودین در نیویورک ملاقات کرد و رودین برای ساختن موسیقی فیلم Reckless محصول ۱۹۸۴ از او دعوت کرد که اولین کار رسمی موسیقی فیلم نیومن بود.
موسیقی توماس نیومن متفاوت است، با شنیدن کارهایش شما میدانید که این موسیقی برای دنیای زیبایی مثل دنیای فیلم و قصههاست. آثار او گاهاً تا نهایت سادگی پیش میروند ولی در حین عال شما را غرق در احساسات میکنند. او در استفاده و تجربه چیزهای جدید در موسیقی فیلم ترسی ندارد و برای همین است که چیزهایی که با نیومن تجربه میکنید احساس متفاوتی دارند و بینهایت دوستداشتنیاند.
در سال ۱۹۹۲ او کار آهنگسازی فیلم بازیگر به کارگردانی رابرت آلتمن و بوی خوش یک زن به کارگردانی مارتین برست انجام داد. در نهایت او اولین نامزدیهای اسکارش در سال ۱۹۹۴ برای ساخت موسیقی فیلمهای رستگاری در شاوشنک و زنان کوچک تجربه کرد. توماس نیومن و همسرش اَن ماری سه فرزند دارند و در محله پسیفیک پلسیدس در همسایگی لس آنجلس زندگی میکنند.
۲۵ آهنگ بیکلام خاطرهانگیز و دلنشین موسیقی نیو ایج در مجموعه بهترینهای کریس اسفیریس
دانلود تکی و یکجا با کیفیت 320 + پخش آنلاین
کریس اسفیریس (Chris Spheeris)، آهنگساز موسیقی بیکلام، خواننده، نوازنده چند ساز و تهیهکنندهی موسیقی آمریکایی-یونانی است. او متولد و بزرگشده میلواکی در ویسکانسین ایالات متحده آمریکا است. او تابستانها را در یونان، کشور اجدادیاش میگذارند، این دو فرهنگی بودن برای او الهامبخش و بر سبک موسیقیاش بسیار اثرگذار بودهاست. در همان زمان بود که خواهرش او را با آثار موسیقیدانان بزرگ موسیقی کلاسیک نظیر بتهوون، شوپن و دبوشی آشنا کرد، او همچنین تحت تأثیر موسیقی بیتلز، کت استیونز، جیمز تیلور، جونی میچل و پسرعمویش جیمی اسفیریس بودهاست. همه اینها باعث شد تا او سبک ترانهنویسی و گیتارنوازی مخصوص به خود را از سنین نوجوانی داشته باشد. کریس اسفیریس شش سال اول فعالیت حرفهای خود در موسیقی را به عنوان خواننده/ترانهسرا با دوست دوران کودکیاش پل ودوریس گذراند. در آن دوران موسیقی ونگلیس، برایان اینو، تاکینگ هدز و کرافتورک کنجکاوی او در زمینه سبک نوظهور موسیقی الکترونیک به اوج خود رساند.
در اوایل دهه هشتاد میلادی پس از پایان دوران همکاری با ودوریس، او یک استودیو کوچک فراهم کرد و شروع به آزمایش و تجربه ساخت موسیقی با ترکیب موسیقی الکترونیک و موسیقی آکوستیک کرد. در سال ۱۹۸۶ کریس اسفیریس اولین هنرمندان سبک نیو ایج بود که با یک لیبل بزرگ موسیقی قرارداد امضا کرده بود. نخستین آلبوم با عنوان Desires of the Heart بیش از ۲۵۰۰۰۰ نسخه فروخت. موسیقی او بسیار محبوب میباشد و در سریالهای تلویزیونی، مستندها، رقابتهایی نظیر مسابقات المپیک و دختر شایسته جهان، تبلیغات تجاری، رادیوی عمومی ملی آمریکا و… بسیاری جاهای دیگر به کار رفته است. موسیقی اسفیریس برای ایرانیها هم به دلیل بهکارگیری آثارش در رادیو و تلویزیون ایران و برنامههای مختلف بسیار آشناست.
۳۰ اثر برگزیده ساکسوفوننواز برجسته آمریکایی در مجموعه بهترینهای کنی جی
دانلود تکی و یکجا با کیفیت 320 + پخش آنلاین
کِنِت بروس گورلیک (زاده ۵ ژوئن ۱۹۵۶) که با نام هنریاش کنی جی شناخته میشود، نوازنده ساکسوفون جاز اهل آمریکا است. آلبوم سال ۱۹۸۶ او، Duotones، نام او را مطرح کرد و برایش موفقیت تجاری به ارمغان آورد. او با فروش جهانی بیش از ۷۵ میلیون نسخه از آثارش یکی از موفقترین و پرفروشترین هنرمندان تاریخ موسیقی است.
کنی جی در سیاتل، واشنگتن متولد شد. مادرش اهل ساسکاچوان در کانادا بود. اولین برخورد او با ساکسوفون تماشایی اجرایی در نمایش اد سالیوان بود. او نواختن ساکیفون را با یک ساکسوفون آلتو از برند بافت کرامپون در سال ۱۹۶۶ زمانی که ۱۰ سال داشت آغاز کرد. او دوران تحصیل خود را در دبستان ویتوورث، دبیرستان شارپلس جونیور، دبیرستان فرانکلین و دانشگاه واشنگتن، همگی را شهر زادگاهش، سیاتل گذارند. وقتی او وارد دبیرستان شد در اولین تلاشش برای پیوستن به گروه جاز مدرسه ناموفق بود اما سال بعد دوباره تست داد و موفق شد تا جایگاهی در گروه بدست آورد. رابرت دمپر، همکلاسی او در دبیرستان فرانکلین که نوازنده پیان و کیبورد است در گروه کنی جی نوازندگی میکند. زمانی که در دبیرستان تحصیل میکرد، او به مدت یک سال نزد یک استاد موسیقی به نام جانی جسن در کلاس خصوصی سازهای ساکسوفون و کلارینت شرکت میکرد.
در سال ۱۹۸۲ زمانی که رئیس لیبل آریستا رکوردز بازنوازی کنی جی از آهنگ مشهور “Dancing Queen” از گروه آبا را شنید و با او قراردادی امضا کرد. او اولین آلبومش را با عنوان “کنی جی” با کمک جف لوربر منتشر کرد. آلبوم نظرات خوبی از منتقدان دریافت کرد. او با آلبوم دوم و سومش G Force و Gravity بسیار زود به موفقیت رسید، این دو آلبوم موفق شدند تا گواهی پلاتینیوم را در ایالات متحده کسب کنند. او در آن زمان با موسیقیدان آمریکایی، کاشف در بسیاری از قطعات این هنرمند از جمله تکآهنگ “Love on the Rise” که به چارت برترینها رسید همکاری کرد. چهارمین آلبوم استودیویی کنی جی، Duotones به تنهایی ۵ میلیون نسخه در ایالات متحده فروخت. قطعهی موفق این آلبوم “Songbird”، به رتبه ۴ جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد رسید.
میلیونها نفر با آهنگهای او لحظههای خود را با آرامش گذراندهاند، میلیونها نفر با آثارش طعم عاشقی را چشیدهاند و خاطرات شیرین زندگی خود را ماندگار کردهاند؛ کنی جی، سلطان ساکسوفون
آلبوم Duotones بود که نام کنی جی را حسابی مطرح کرد اما او کارش را با عرضه آلبوم فوقالعاده Breathless و دو آلبوم Miracles و The Moment در دهه ۹۰ میلادی ادامه داد و توانست به موفقیت جهانی برسد. آلبوم Breathless که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد با فروش جهانی ۱۵ میلیون نسخه و به تنهایی ۱۲ میلیون نسخه در ایالات متحده به موفقترین و پرفروشترین آلبوم کنی جی تبدیل شد. این آلبوم قطعات محبوب و موفق بسیاری از جمله “Forever in Love را داشت که برای کنی جی در ۳۶امین دوره مراسم اهدای جوایز موسیقی گرمی در سال ۱۹۹۴، جایزهٔ گرمی برای بهترین آهنگسازی موسیقی بیکلام را به ارمغان آورد، این قطعه در پایان سال توانست در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد قرار بگیرد.
کنی جی با هنرمندان مطرح بسیاری از جمله آندریا بوچلی، آرون نویل، مایکل بولتون، سلن دیون، فرانک سیناترا، اسموکی رابینسون، کیتی پری، دادلی مور، تونی برکستون، ویتنی هیوستون، گروه ویزر، ناتالی کول، استیو میلر و… همکاری کردهاست. او همچنین در ساخت ساندترک چندین فیلم از جمله فیلم The Bodyguard (بادیگارد) محصول ۱۹۹۲ همکاری داشتهاست. گراور واشینگتن جونیور، موسیقیدان و ساکسیفوننواز سبکهای جاز فانک و سول جاز اهل ایالات متحده آمریکا بسیار برای کنی جی الهامبخش بودهاست. اغلب آلبومهای کنی جی در سبک جاز ملایم (Smooth Jazz) میباشند.